این هم شیرینی

یاران همیشگی صدای یک روزنامه نگار از اینکه چند هفته ای نبودم عذر می خواهم.
از ارسال پیام های محبت آمیز و ابراز نگرانی یتان نیز بسیار سپاسگزارم...
زندگی برای انسان ها مملو از حادثه است حادثه هایی که گاهی تلخ و گاهی شیرین اند.
من هم از این قاعده کلی زندگی بشری مستثنی نیستم... گذر از هر مرحله زندگی نیز برای خود گرفتاری هایی دارد که تا بشر خودش آنها را تجربه نکند درد و رنج و سختی اش را نمی تواند لمس کند...
دوستان اگر یادتان باشد در نخستین مطلب امسال - سال ۸۸ را سالی سرنوشت ساز برای خود خواندم...
و دوری از صحنه وب نیز به همین دلیل است به دنبال این هستم که سرنوشت برای من چه نوشته است..و مطمئن باشید که در نخستین فرصت به روند عادی ماه های گذشته باز خواهم گشت و مشتاقانه پذیرای نظرات زیبا- خواندنی - مشوق و دلنواز شما همکاران گرامی خواهم بود...
بازگشتم زیاد دیر نیست...
در ضمن بالاخره بعد از ۱۸ ماه تلاش و دوندگی البته با محبت های دوست و همکارم آقای محمد امین خوش نیت توانستم کارت پایان خدمتم را بگیرم که شیرینی اش را هم تقدیم تان می کنم...
خوش باشید و خوشی را برای دیگران آرزو کنید...
یا حق


