خبری که نباید رسانهای می شد

خبری که نباید رسانهای میشد، این هم تجربهای جدید در عالم روزنامه نگاری...
در پی انتشار خبر عدم حمایت سازمان ملی جوانان آذربایجانشرقی از مقوله ازدواج دانشجویی به نقل از دبیر ستاد ازدواج دانشجویی آذربایجانشرقی، اعلام شد این خبر نباید رسانهای میشد.
روز دوشنبه در بیست و سومین روز از فروردین سال 88 طبق روال کنفرانسهای خبری دیگر که در طول هشت سال گذشته بارها رفتهام به کنفرانس خبری دبیر ستاد ازدواج دانشجویی استان آذربایجانشرقی رفتم که در محل ساختمان مرکزی اموردانشجویی و فرهنگی در دانشگاه تبریز ترتیب یافته بود.
این نشست به دلیل عدم استقبال همکاران خبرنگاران بالاخره با تاخیری نیم ساعته آغاز شد.
حجتالاسلام عباس عباسزاده در آغاز به بیان برخی از مزایای ازدواج دانشجویی و پایین بودن نرخ طلاق در این نوع ازدواجها پرداخت و آماری نیز ارایه داد.
در اواخر جلسه بود که از سوی این مقام مسئول انتقادهایی مطرح شد که به نظر یک ژورنالیست حرفهای همانها خبر اصلی بودند و خارج از طرح برخی عملکردها و چنین و چنانها انعکاس آنها میتواند کارگشا باشد.
قضیه از این قرار بود که دبیر ستاد ازدواج دانشجویی استان آذربایجانشرقی سر از انتقاد باز کرد و از برخی مسئولان که در امر اشاعه فرهنگ ازدواج دانشجویی این ستاد را حمایت نمیکنند، انتقاد کرد.
با توجه به اینکه بر اساس آمارها این نوع ازدواج یکی از راههای سالم ازدواج میباشد، ترویج و فرهنگسازی برای ترغیب جوانان به تشکیل خانواده نیز امری ضروری است.
در این میان انعکاس خبر عدم حمایت سازمان ملی جوانان استان از ازدواجهای دانشجویی به نقل از دبیر ستاد ازدواج دانشجویی انتقادهایی را از سوی مسئولان سازمان ملی جوانان استان در بر داشت تا حدی که عباسزاده اقدام به ارسال نامهای به دفتر خبرگزاری کرد و به نوعی هم گفتههای خود را تایید و به نوعی حائز شرایط رسانهای شدن اعلام نکرد.
حال سوال این است، چرا مسئولان استانی از انتقاد هراس دارند؟ آیا واقعا این انتقاد نیست که شرایط را بهبود میبخشد؟ آیا انتقاد، توسعه، خوشبختی و سعادت را به دنبال نمی آورد و باید همواره مورد تردید باشد؟
البته برایم وقوع این قضیه تجربهای جدید نبود...
یک بار هم در اسفند ماه سال 1382 زمانی که در روزنامه سراسری عصر آزادی مشغول فعالیت خبری بودم، چاپ گزارشی در خصوص پروژههای نیمهتمام عمرانی استان هجمه انتقادها را به سوی من و رسانهای که در آن فعال بودم سرازیر کرد.
شب عیدی چنان درگیر ارسال جوابیه و اثبات ادعای خود بودم که نفهمیدم عید سال 83 از کجا آمد و کجا رفت...
در آن گزارش اعلام کرده بودم که آذربایجانشرقی در تکمیل پروژههای نیمه تمام عمرانی رتبه آخر را کسب کرده است، البته با استناد به اسناد و مدارک معتبر...
تا اینکه بعد از عید نفس راحتی کشیدم.
چرا که سازمان مدیریت و برنامهریزی وقت اعتبارات عمرانی استان آذربایجانشرقی را در آن سال دو برابر کرد و استناداش نیز به رتبه نامناسب این استان در سال گذشتهاش بود...
به همین دلیل معتقدم انتقاد به دور از سیاستزدگی و باندبازی و سهمخواهی میتواند برای استان سعادت و توسعه را به همراه داشته باشد.
امیدوارم مسئولان استانی ظرفیت انتقادشان بیش از اینها باشد تا زمانی که پس از انتشار دهها و بلکه صدها خبر مثبتو به به و چه چه ، خبری منطبق بر نظرشان نیز انتشار یافت به جای دست پاچگی به بیان نظر و رفع نقص بپردازند و درکل از انتقاد خشنود شوند.
به امید آن روز....
نامه دبیر ستاد ازدواج دانشجویی آذربایجان شرقی


