
رويكرد دانشگاه علوم پزشكي تبريز با روي كار آمدن دولت نهم به سوي تقويت زيرساختهاي بينالمللي شدن و گسترش ارتباطات علمي و تجهيزاتي بين كشورهاي مختلف هدايت شد.
تاسيس شعبه بينالمللي دانشگاه علوم پزشكي تبريز در منطقه آزاد ارس، گسترش سفر گروههاي پزشكي ايرانيان مقيم خارج از كشور و دانشجويان دانشگاههاي كشورهاي همجوار و برگزاري همايشهاي بينالمللي متعدد در طول سه سال گذشته از جمله اقداماتي است كه دانشگاه علوم پزشكي در راستاي بينالمللي شدن ترتيب داده است.
رئيس دانشگاه علوم پزشكي تبريز در خصوص توسعه روابط بينالمللي اين دانشگاه گفت: دانشگاه علوم پزشكي تبريز آمادگي دارد تا در زمينههاي پزشكي گسترش روابط بينالمللي داشته باشد.
احمدعلي خليلي اضافه كرد: هماكنون منشاء قدرت و توانايي و پيشرفت، علم بوده و ديگرسرمايههاي زيرزميني و طبيعي و سلاحها در جوامع به عنوان قدرت محسوب نميشود و رشد و شكوفايي در تمام زمينهها و استفاده از ظرفيتهاي موجود تنها با افزايش آگاهي و توليد علم صورت ميگيرد.
خليلي با اشاره به اينكه بايد روابط علمي براي پيشرفت تسهيل شود، گفت: بايد به درياي علوم جهاني براي آموزش، انجام پژوهش و پيشرفت علم در كشور متصل شويم.
وي برگزاري همايشهاي بينالمللي را نخستين گام در عرصه همانديشي و همكاري دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي براي يافتن راهبردها و ساز و كارهاي لازم براي ايجاد و گسترش تعاملات و مبادلات علمي بين دانشگاهها خواند.
خليلي ادامه داد: امضا تفاهمنامه با روساي دانشگاههاي سليمانيه عراق، ايروان ارمنستان، دانشگاه دولتي طبي تاجيكستان و تبادل دانش پزشكي بين پزشكان بيمارستان «Addenbrookes» كمبريج از جمله اقدامات انجام گرفته در راستاي توسعه ارتباطات بينالمللي شدن اين دانشگاه به شمار ميرود.
وي همچنين به راهاندازي دانشگاه پرديس بينالمللي دانشگاه علوم پزشكي تبريز در منطقه آزاد ارس اشاره كرد و اظهار داشت: در سال تحصيلي جديد پذيرش دانشجو در پرديس بينالمللي دانشگاه علوم پزشكي تبريز ( ارس ) صورت ميپذيرد.
خليلي ادامه داد: رشتههاي ايجاد شده شامل دو رشته كارشناسي، 13 رشته كارشناسي ارشد، پنج رشته Ph.D و سه رشته دكتراي حرفهاي است كه ظرفيت پذيرش اين رشتهها 150 نفر بوده و از سال تحصيلي جديد پذيرفتهشدگان مشغول تحصيل خواهند شد.
وي در خصوص همكاري با دانشگاههاي بينالمللي نيز گفت: اين دانشگاه در تلاش است تا با برقراري روابط بين دانشگاهي از امكانات دانشگاههاي معتبر بينالمللي در پرديس بينالمللي بهره جسته و زمينههاي همكاري علمي با اين نوع دانشگاهها را فراهم آورد كه مذاكرات در اين خصوص با تعدادي از دانشگاهها آغاز شده است.
خليلي در خصوص احداث پرديس در منطقه آزاد ارس افزود: 20 هكتار زمين به اين منظور درنظر گرفته شده است و در صورت تأمين اعتبار مطالعات و عمليات اجرايي را آغاز خواهيم كرد.
رئيس دانشگاه علوم پزشكي تبريز ادامه داد: اين دانشگاه در تلاش است تا در كنار ديگر دانشگاههاي علوم پزشكي تيپ يك كشور در زمينه احداث پرديس بينالمللي دانشگاه و شكوفايي علمي آن به ايفاي نقش خود پرداخته و در تحقق اهداف برنامه چشمانداز 20 ساله و برنامه چهارم توسعه گامهاي مثبت و خوبي بردارد.
عبدالحسن معاون پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي تبريز نيز با بيان اينكه سطح علمي، زمينههاي فرهنگي و رشد دانش در جوامع مختلف متفاوت است، گفت: با ايجاد ارتباط بينالملل دانشگاهي ميتوان تبادل اطلاعات علمي در تمام زمينهها را داشته باشيم.
وي افزود: براي ايجاد ارتباط علمي صحيح با دنياي خارج از كشور با توجه به اينكه علم متعلق به كشور خاصي نيست همه ما بايد براي توسعه و بالا بردن سطح علمي تلاش كنيم.
معاون آموزشي دانشگاه علوم پزشكي تبريز نيز گفت: يكي از اولويتهاي وزارت بهداشت در راستاي تحقق اهداف برنامه چهارم و چشمانداز 20 ساله توسعه، گسترش تحصيلات تكميلي است.
محمد قليپور اظهار داشت: در طول سه سال اخير، 30 درصد ظرفيت رشتههاي اين دانشگاه به تحصيلات تكميلي اختصاص داده شده است.
قليپور ادامه داد: تاكنون اعتبار قابل توجهي درخصوص گسترش تحصيلات تكميلي به دانشگاههاي كشور ابلاغ نشده كه اميد است در سال جاري از طريق بودجههاي متمركز وزارت بهداشت درمان اقدامات لازم صورت گيرد تا اين دانشگاه بتواند در زمينه اعتلاي آموزش، پژوهش و سرويسدهي گامهاي موثرتري بردارد.
قليپور با بيان اينكه هماكنون دانشگاه علوم پزشكي تبريز بيش از 600 عضو هيئت علمي در درجات مختلف دارد، افزود : هيئت علمي اين دانشگاه از توان علمي بسيار بالايي برخوردار بوده و گسترش تحصيلات تكميلي نيز با همت اعضاي هيئت علمي و استفاده بهينه از منابع دانشگاه انجام ميگيرد.
وي تصريح كرد: هماكنون بيش از 4 هزار و 414 دانشجوي روزانه و شبانه در بيش از 83 رشته مختلف بهداشت و تغذيه، پرستاري و مامايي ،پزشكي، پيراپزشكي، توانبخشي، داروسازي و دندانپزشكي اين دانشگاه مشغول تحصيل هستند كه از اين تعداد 2 هزار و 582 نفر را خانمها و يك هزار و 832 نفر را آقايان تشكيل ميدهد.
ادامه مطلب
موبایل پارک در خیابان فرایبورگ
![]()
اینجا اصفهان است...
اصفهان نصف جهان...
بالاخره بعد از ماه ها کار و فعالیت در عرصه خبر فرصتی دست داد تا به همراه خانواده سفری به اصفهان داشته باشم.
برای دومین بار که به اصفهان سفر می کردم، نگاهی متفاوت به فضای این شهر تاریخی داشتم.
نگاهی از شیشه های عینک یک خبرنگار تا تفاوت ها را ببینم و بدانم که چرا نصف جهان در یک شهر کویری جمع شده است. تا به سوالاتم پاسخی یابم...
چرا تعداد گردشگران خارجی و داخلی اصفهان قابل مقایسه با سایر شهرهای ایران نیست؟
چرا توسعه اقتصادی این منطقه همواره زبانزد عام و خاص؟
چرا در باب مقایسه، مردم و مسئولان از اصفهان به عنوان نماد پویایی و جذب اعتبارات ملی سخن به میان می آورند؟
و در کل چرا اصفهان این گونه شهره عام و خاص است؟
با وجود اینکه زمان اندکی را در اصفهان بودیم ولی نکات جالبی برایم جلب توجه کرد که شاید هر کدام پاسخی باشد برای پرسش هایم...
ظرفیت های گردشگری و تاریخی اصفهان بر کسی ناشناخته نیست.
از زیبایی های منحصر به فرد میدان امام خمینی (ره) گرفته تا کوه صفه، از سی و سه پل گرفته تا پل خواجو و ده ها اثر دیگر همه و همه گویای تاریخ پر آوازه ایرانیان در خلق آثار هنری منحصر به فرد است.
البته اگر اصفهان را فقط به داشتن چنین ابنیه و ظرفیت هایی خلاصه کنیم، به واقع بی انصافی کرده ایم.
ساختار شهری زیبای حاکم بر بزرگراه ها، خیابان ها و کوچه های این شهر گویای نگرش نوین مدیران شهری نصف جهان است.
- یکی از زیبایی ها، یکدست بودن ساختمان ها و ممنوعیت بلند مرتبه سازی در این شهر است که جلوه ای منظم و به دور از زشتی های یک کلانشهر را می نمایاند.
- فرایبورگ نام خیابانی در اصفهان و اصفهان نام خیابانی در فرایبورگ است، ابتکاری جالب که بین شهر های خواهر خوانده با اصفهان اجرا می شود.
این شهر تاریخی با بیش از 15 شهر دنیا خواهر خوانده است و نام 15 خیابان در سایر کشورهای دنیا به نام اصفهان مزین شده است.
- مرام نامه های نصب شده در ورودی پارک ها نیز مسافران و شهروندان را به رعایت اصول شهروندی راهنمایی می کند.
- در مدت 5 روز اقامتم در اصفهان حتی یک دستفروش ندیدم، به نظرم آمد که شهرداری اصفهان دستفروش ها را در قالب مغازه های کوچک سازماندهی کرده است.
- موبایل پارک طرح جدید دیگری بود که می تواند پیشنهادی برای مدیران شهری کلانشهر تبریز به شمار رود ، از جمله شیوه های تحقق شهر الکترونیک در کشور، پارک بان در اصفهان جای خود را به موبایل پارک داده است.
- استفاده از تبلیغات شهری متحرک به جای تبلیغات ساکن و بی روح از دیگر زیبایی های این شهر بود.
- از همه این ها که بگذریم باید به فضای سبز انبوه و زیبا و دلربای این شهر در دل کویر اشاره کنم که فوق العاده زیبا است.
با دیدن این جلوه زیبا افسوس خوردم که چرا باید فضای سبز تبریز که یک زمانی باغ شهر ایران بود هم اکنون از فقر فضای سبز باید رنج بکشد.
- مراکز تجاری و پاساژهای اصفهان نیز با ساختاری جدید و مدرن بسیار زیبا طراحی و ساخته شده بودند.این در حالی است که در کلانشهر تبریز با وجود اینکه تعداد پاساژها بسیار زیاد است ولی به دلایل مختلف کارآیی لازم را ندارند.
این در حالی است که مدیران شهر اصفهان با داشتن مراکز تجاری متعدد و متنوع هم اکنون احداث بزرگترین مرکز تجاری و تفریحی خاورمیانه به نام سیتی سنتر را در سر می پرورانند.
اگر چه تبریز خودمان نیز ظرفیت ها بسیار زیاد گردشگری، تاریخی و تفریحی دارد ولی ای کاش مسئولان و مدیران شهرمان درصدی از تعصب مدیران اصفهانی را که نسبت به شهرشان دارند را نیز داشتند.
امیدوارم تبریز روزی نام پایتخت زیباترین شهرهای دنیا را لقب گیرد.
مراسم تجليل از هادي ساعي در تبريز لغو شد

برگزاري مراسم تجليل از هادي ساعي قهرمان تكواندو المپيك پكن به دليل عدم حضور استاندار آذربايجان شرقي لغو شد. با وجود اينكه مسئولان استاني بر تجليل تنها قهرمان طلايي كشورمان در زادگاهش استان آذربايجان شرقي تاكيد داشتند، برگزاري اين مراسم به دليل عدم حضور محمدكاظم معمارزاده استاندار آذربايجان شرقي لغو شد.
اين درحالي است كه استاندار آذربايجان شرقي در مصاحبه اخير خود در جمع خبرنگاران بر لزوم برگزاري هرچه باشكوهتر اين مراسم تاكيد داشت.
استاندار آذربايجان شرقي در اين كنفرانس خبري گفته بود، مراسم تجليل از هادي ساعي تنها ورزشكار طلايي ايران در المپيك پكن، در شأن و منزلت وي برگزار ميشود.
وي افزود: آقاي ساعي فرزند آذربايجان است و ما به داشتن چنين قهرماني افتخار ميكنيم.
معمارزاده ادامه داد: تدابير برگزاري مراسمي باشكوه در تبريز را انديشيدهايم و به زودي شاهد برگزاري اين مراسم خواهيم بود.
برپايه اين گزارش، در حالي برگزاري مراسم تجليل از اين قهرمان آذربايجاني در زادگاهش به لغو شد كه هادي ساعي مدال طلاي خود را تقديم مردم آذربايجان كرد.
وي در پيامي به مردم آذربايجان اين افتخار و مدال خود را به مردم ايران اسلامي، آذربايجان و بستانآباد، زادگاه خود تقديم كرد.
ساعي پرافتخاترين ورزشكار طول تاريخ المپيك ايران اسلامي گفت: بسيار خوشحالم كه اين مدال رنگين را با دعاي خير مردم براي كشورم به دست آوردم و پرچم پرافتخار و مقدس ايران اسلامي را در المپيك چين به اهتزاز در آوردم.
رمضان تيرگي ها را پاك مي كند

ماه رمضان اقبال می کند به دوستان، ماهی که هم بشوید و هم بسوزد. بشوید به آب توبه دل های مجرمان، بسوزد به آتش گرسنگی تن های بندگان و خدای بر رسولش خواند که « یا ایها الذین آمنو کتب علیکم الصیام» ( ای شما که مومنانید، روزه که بر شما نبشته شد که همه مهمان حق خواهید بود، فردا در بهشت خواهد تا مهمانان گرسنه به مهمانی برد که کریمان چون کسی را به مهمانی برند دوست دارند که مهمان گرسنه باشد تا ضیافت به دل مهمانان شیرین تر بود.)
سفره و خوان گسترده الهی در این ماه میهمانان را به میهمانی فرا می خواند.
روزه تشنگی و گرسنگی باشد که به دل ها سرایت کند و آن مامن پروردگار را از زنگار و تیرگی ها پاک و آراسته کند.
تسکینی برای ترافیک تبریز

شهرداری تبریز در اقدامی بی سابقه طرح های
مختلف ترافیکی را با هدف گشایش در گره های ترافیکی این کلانشهر به مورد اجرا
گذاشت.
خیابان های هسته مرکز تبریز طی هفته گذشته
دست خوش تغییراتی متعدد و متنوع شد.
تغییر ساختار هندسی خیابان های منتهی به
میدان ساعت و برخی خیابان های هسته مرکزی شهر، راه اندازی خطوط ویژه اتوبوس های
تندرو، به کارگیری انبوه علائم ترافیکی در سطح شهر، راه اندازی بزرگترین مرکز
کنترل ترافیک کشور و افتتاح رادیو شهر از جمله طرح هایی بود که مدیریت کلانشهر
تبریز برای حل بحران ترافیک تدبیر و اجرا کرد.
با وجود اینکه ضرورت اجرای چنین طرح های
متنوعی برای نخستین بار در کلانشهر تبریز بر کسی پوشیده نیست ولی متاسفانه اجرای
نا به هنگام برخی از تغییرات ترافیکی بدون اطلاع رسانی مناسب ترافیک سنگینی را در
روزها نخست رقم زد.
شهروندان تبریزی و مسافران تابستانی این شهر
تاریخی صبح روز چهارشنبه ششم شهریور 87 در خیابان های هسته مرکزی تبریز با تغییرات
هندسی متعددی روبرو شدند که از یک سو به خاطر اصلاح هندسی معابر و از سوی دیگر به خاطر
راه اندازی خط ویژه اتوبوس های تندرو بود.
ادامه مطلب
دو نفر زنده زنده دفن شدند

گرد و غبار غم بر تك تك آجرنماهاي زرد و سفيد خانه هاي كوچه يمان جاي خشك كرده است...آخر امروز دو نفر در اين كوچه مقابل ديدگان عزيزانشان زنده به گور شدند.
نمي خواستم نخستين متني كه پس از مسافرت برايتان مي نويسم غم انگيز باشد ولي چه كنم كه اين گونه شد...
ظهر روز گذشته سه نفر كارگر در حال كار بر اثر ريزش خاك بر سرشان دفن شدند.
حوالي ظهر بود كه مادرم با تلفن همراهم تماس گرفت و چون در يك جلسه مطبوعاتي بودم نتوانستم درست متوجه گفته هايش شوم به همين دليل بيرون آمده و با وي تماس گرفتم، ابعاد فاجعه به حدي بود كه مادرم توان سخن گفتن و تعريف آنچه را كه مي ديد نداشت.
به سرعت مسير خانه را درپيش گرفتم تا اينكه به محض رسيدن به كوچه مان صحنه هايي را ديديم كه اي كاش همه شان خواب بود....
تله هاي خاك بر روي سه كارگر ريخته بود... مادر و پدري كه فرزند 18 سال شان نيز يكي از دفن شدگان بود چشم انتظار خارج شدن فرزندشان بودند...
پدر كه نگهبان همان آپارتمان در حال احداث نيز بود مي گفت پسرم زنده است به خدا صدايش را مي شنوم دريغ از اينكه مجيد در دم جان سپرده است....
آتش نشانان ايثار گر نيز كه براي بيرون كشيدن جنازه ها چنان غرق تلاش بودند كه چشم از خطراتي كه جان خود را نيز تهديد مي كرد بسته بودند...
بالاخره نخستين كارگر حوالي ساعت16 زنده بيرون كشيده شد ولي هنوز چشمان منتظر مادر كه در بهت فرو رفته بود پاسخ اش را دريافت نكرده بود...
مادر مي گفت: "مجيد قد بلند بود به همين خاطر هميشه پرده هاي خانه مان را او مي زدنمي دانم ديروز چرا شيريني خريده بود شايد براي عروسي اش بود"
با شيون و زاري و انتظار و انتظار و نگاه هايي كه رو به سوي تله خاك ريخته شده بود ...
و ناگهان جسم بي جان مجيد توسط آتش نشانان كشف و بيرون كشيده شد وديگر چشمان مادر دوام نياورد و باريد...
تراژدي غم انگيز دفن سه كارگر بي گناه كه به خاطر بي احتياطي پيمانكاران جان خود را از دست دادند به اينجا ختم نمي شد...
توقف خودروهاي آتش نشاني، آمبولانس، خودروي انتقال جنازه به وادي رحمت و پليس و تجمع همسايه ها همگي جوي را مقابل خانه مان به وجود آورده بود كه هر انساني را شوكه مي كرد....
يكي از برادران مجيد كه از همه چيز بي خبر از باشگاه به خانه شان بر مي گشت زماني كه با اين صحنه ها مواجه شد و دوست هم سن اش دست اش را به گرمي فشرد و گفت : متاسفم...
برادر مجيد وسط خيابان نشست و با التماس كه بگذاريد بخوابم ، از حال رفت...
چهره برافروخته پدر دل هر انساني را به درد مي آورد...صورتي سفيد مثل گچ ،متعجب، منتظر، گريان و بالاخره شكه...
پدر مجيد نگهبان همان زميني بود كه فرزندش زنده به گور شد...
و قسمت آخر تراژدي زماني بود كه هنوز خانواده كارگر دفن شده و مصدوم ديگر هنوز از ماجرا خبر نداشتند و به مثابه هر روز منتظر اتمام كار و بازگشت به خانه بودند دريغ از اينكه آنها ديگر كار نمي كنند و به ديار باقي شتافته اند...
ساعت 24 شب است و حدود 5 ساعت از اتمام كار همكاران آتش نشان گذشته است ولي شيون و زاري از خانه همسايه همچنان مي آيد مادري كه دخترش را در آغوش گرفته و از مجيد مي گويند و از وابستگي كه پدر به وي داشت....
ناگهان صداي زجه ها بلند مي شود و ناگهان سكوت دهشتناكي بر فضاي كوچه مان سايه مي افكند...
قربانگاه اين دو كارگر درست روبروي خانه ماست...
پيش از اين هر وقت پنجره اتاقم را باز مي كردم جلوه زيباي طبيعت دلم را آرام مي كرد ولي هم اكنون هر بار كه پنجره را باز مي كنم اين قربانگاه و تصاويري كه ديدم برايم تداعي مي شود...
خدايشان بيامرزد ولي اي كاش سرمايه داران و صاحبان كار به جان انسان ها ارزش قائل شوند ....
بار پروردگارا به خانواده اين عزيزان صبر عنايت فرما تا داغ از دست دادن عزيزانشان برايشان قابل تحمل تر شود...


