صدای یک روزنامه نگار
...
پرداخت یارانه به واردات تولیدکننده را تاجر می کند اشاره: این روزها بازار روزهای پر افت و خیزی را تجربه می کند. سکه و
ارز رکوردهای عجیبی را ثبت کردند! با وجود اینکه دولت و بانک مرکزی تلاش
کردند با سیاست های پولی و ارزی آرامش را به بازار برگردانند ولی بازار
هنوز هم به وضع ثابتی نرسیده است. تداوم وضع موجود بروز مشکلات عدیده برای
تولید کنندگان به دنبال دارد.متاسفانه عملا این روزها کار عده ای خرید و
فروش پول شده است، بدون اینکه چوب کبریتی به دارایی های این کشور افزوده
شود! حال از این عمل چه سودی به اقتصاد کشورمان می رسد، جای بسی اندیشه است.
کاهش ارزش پول ملی و به تبع آن افزایش لحظه ای نرخ
دلار باعث افزایش جهشی قیمت مواد اولیه مورد نیاز کارخانجات تولیدی شده و
نیز به تبع آن قیمت تمام شده محصولات آنها را نیز افزایش داده است. این
افزایش قیمت در بازار فلزات رنگین ( مس، برنز، آلومینیم و...) ، استلنس
استیل و حتی چرم، لاستیک و پلاستیک چشم گیرتر است. ادامه این روند ممکن است
تولیدکنندگان را از ادامه کارشان دلسرد کند، چرا که هزینه تولید روز به
روز افزایش یافته و از طرفی محصولات بنجل چینی بدون هیچ محدودیتی وارد
بازار می شوند و از دیگر سو دلالان سکه و ارز بدون انجام هیچ زحمتی به
سودهای باد آورده می رسند؛ این یک بی عدالتی آشکار است. برای بررسی علل و عوامل بروز این مشکلات سراغ نایب
رئیس سابق اتاق بازرگانی ایران و عضو هیئت مدیره اتاق بازرگانی، صنایع و
معادن تبریز رفتیم و ساعتی با وی هم کلام شدیم. هوشنگ فاخر معتقد است دولت
هایی که می خواهند به ایران فشار وارد کنند بر مبنای مقررات جاری کشور
طرح هایی را آماده کرده و پیاده می کنند که نرخ ارز در ایران بالا برود و
واحد های تولیدی تعطیل شده و بیکاری افزایش یابد. وی همچنین معتقد است: اگر بحران افزایش قیمت ارز را
همینطور به حال خود رها کنیم، تحریم کنندگان را بیشتر به اهدافشان خواهد
رساند. گفت و گوی ما با نائب رئیس اتاق بازرگانی تبریز را در ادامه می
خوانید:
جامعه ما از نفاق فرهنگی رنج می برد نصر
نیوز: در جامعه ای که برخواسته از انقلابی فرهنگی است، جایگاه فرهنگ و هنر به حتم
جایگاه متعالی باید داشته باشد، کسی که در بطن هنر است و هنر را می شناسد و به آن ارج می نهند هنرمند
است و باید هنر او را ستود. هنرمندان
را اقشار حساس و ظریف جامعه می شناسند و همواره نگاهی ویژه به اهالی این حوزه وجود
دارد. مسئولان
نظام نیز اگر چه در دوران پس از انقلاب بر اهمیت و ماهیت فرهنگ و هنر و نقش آن در
پیشبرد اهداف و ارزش های انقلاب در سطوح ملی و فراملی تاکید کرده اند، اما واقعیت این
است که هنوز فرهنگ و هنر در کشور عزیزمان در غربت به سر می برد . احمد
احمدی منش مدیر کل سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی را گزینه خوبی برای بررسی وضعیت فرهنگی و هنر
استان دیدیم، فردی که پس از چهار سال مدیریت در حوزه فرهنگ و هنر اینک در مجموعه
فرهنگی دیگری مشغول فعالیت است. در
گفته های وی نکته بسیار ظریف و دلخراشی بود و آن اینکه در آذربایجان شرقی میزان
سوبسیدی که به کود شیمیایی تخصیص می یابد بیشتر از اعتبارات فرهنگی است! وی
می گوید برای کودهای شیمایی در بخش کشاورزی یارانه های زیادی تخصیص داده شده است
اما برای فعالیت های فرهنگی که نسبت به سایر بخش ها از اهمیت بالایی برخوردار است
اعتبارات اندکی اختصاص داده شده است و فرهنگ در غربت به سر می برد و هنرمندان
غریبه ای بیش نیستند. احمدی
منش با اینکه داخل سازمان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی حضور فیزیکی ندارد اما
همچنان تلاش کرده تا حلقه اتصالش به بخش فرهنگی گسیخته نشود! برای
گوش دادن به دغدغه ها گذشته ، حال و آینده او
و حس مسئولیتش ، به کتابخانه حضرت
ولی عصر(عج) که اکنون مدیر این کتابخانه است سری زدیم . امیدواریم گفتگوی ما با مدیر
کل سابق فرهنگ و ارشد اسلامی استان نظر مخاطبان را جلب کند: آقای
احمدی منش در ابتدا قبل از هر سوالی لطفا بفرمائید بعد از سمت مدیریت در اداره
کل فرهنگ وارشاد اسلامی آذربایجان شرقی به چه کاری مشغول هستید ؟ بسم
الله الرحمن الرحیم . همانطور که مستحضر هستید من در حال حاضر در موسسه فرهنگی
هنری و کتابخانه عمومی حضرت ولی عصر(عج) تبریز که ریاست این کتابخانه بر عهده آیت الله مجتهد
شبستری است به عنوان مدیر عامل این کتابخانه
به انجام کار های فرهنگی مشغول
هستم . و
گفتنی است که این کتابخانه با دارا بودن 800 نفر ظرفیت صندلی و بیش از پنج هزار
نفر عضو ، بعد از کتابخانه مرکزی استان
بزرگترین کتابخانه شهر تبریز محسوب می
شود. معمولا
جوانان و نوجوانان اعضای این کتابخانه که
مطالعات خوبی دارند برای انجام فعالیت های فرهنگی استفاده می کنیم همچنین باید اضافه کنم که بنده قبل از فعالیت
در ارشاد، کار فرهنگی انجام می دادم و در سپاه پاسداران نیز مربی عقیدتی سیاسی
بودم و کتاب های سپاه، بولتن ها و نشریه
ها و کارهای فرهنگی سپاه برعهده من بود و به طور کلی با کار های فرهنگی ارتباط
تنگا تنگی داشتم. به
حوزه وکالت هم علاقه مند هستم برای وکلالت دادگستری قبلا هم اقداماتی انجام داده
بودم و مراحل مقدماتی وکالت را به اتمام رسانده ام اما در حال حاضر با توجه به این که علاقه
وافری به کار های فرهنگی دارم بیشتر اوقاتم را در این کتابخانه و کار های فرهنگی
سپری می کنم. جنابعالی
زمانی که به عنوان سکاندار بخش فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی انتخاب شدید بسیاری از
منتقدان شما معتقد بودند که فردی نظامی نمی تواند از عهده این سمت مدیریتی در حوزه
فرهنگ و هنر سربلند بیرون آید، به نظر شما مدیر یک مجموعه فرهنگی باید از اهالی
فرهنگ و هنر باشد یا این که یک فرد خارج از این مجموعه نیز می تواند به عنوان یک مدیر خوب در این حوزه فعالیت کند؟ اگر
مدیر یک فرد هنرمند باشد و یا فقط فرد فرهنگی باشد
نمی توان از او به عنوان مدیر
فرهنگی یاد برد. کسی که ویژگی های یک مدیر را نداشته باشد نمی تواند
مدیر خوبی باشد. مدیر باید ارتباط تنگاتنگی با معبود خود داشته باشد، از اصل معنویت، رحمت و محبت برخوردار باشد. شخصی
که محبتی نداشته باشد و با زیر دستی و
بالا دستی نتواند ارتباط تنگاتنگی برقرار
کند در کارهای مدیریتی موفق نخواهد شد. کسی که افراد را برای بله گفتن انتخاب می
کند مدیر خوبی نیست و نمی تواند بر قلب ها حکومت کند. انتقاد پذیر بودن از ویژگی های اصلی یک مدیر
است اگر ظرفیت انتقاد را نداشته مدیر خوبی نخواهد بود. خوب
علاوه بر انتقادپذیر بودن باید از نظم و
سعه صدر هم برخوردار باشد. مشخص است فردی که هنرمند باشد و 14 اصول مدیریت را هم
دارا باشد به عنوان یک مدیر خوب شناخته می
شود. خوب!
به نظر بنده کسی که از اهالی هنر نیست اما آشنایی کافی از هنر و فرهنگ دارد و از
اصول مدیرتی هم برخوردار است می تواند موفق تر عمل کند. با
توجه به اتمام ماموریت جنابعالی از مدیر کلی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، بعد از
این مدت تا چه حدی از تجربیات مدیریتی شما در این حوزه استفاده می شود؟ معمولا
در گذشته قبل از ارشاد هم تجربیات فرهنگی
داشتیم که این تجربیات به من کمک کرد تا موفق تر عمل کنم من قبل از ورود به این کتابخانه با
مطبوعات استان آشنایی کامل داشتم 15 سال
قبل در خصوص گزارش های مطبوعات استان تحلیل و تفسیر هایی به عمل آورده بودیم و از آن جایی که بنده مسئول سیاسی سپاه ،شمال
غرب کشور بودم محبور بودم جریان سیاسی را
که فارغ از کار های فرهنگی نیست
دنبال کنم. آشنایی
کامل با مطبوعات کتاب را داشته و دارم ومی دانم که نباید به موضوع کتاب و مطبوعات
نگاهی تنگ نظرانه داشته باشیم. در
نخستین روز معارفه ام گفته بودم که
بزرگترین کارهای مدیریتی من اعتدال است و سعی می کنم که با افراط و تفریط
همراه نباشد. من
تا آنجایی که توانستم از خود ارشاد استفاده بهینه کردم، هیچ گاه برای توسعه و
پیشرفت اداره کل ارشاد به نیروهای خارج از سازمان متوصل نشدم تمام نیروها از داخل
سازمان و اعضای اداره محسوب می شدند و به نظر بنده یکی از ویژگی های مدیر خوب انتخاب اعضا از داخل سازمان
است. در
طول عمر مدیریتی ام ، نیروهایی که از
بیرون آمده بودند رفتند و اعضایی که در داخل سازمان حضور داشتند
رشد یافتند و من الان می توانم با صراحت بگویم که از تمام خانواده اداره کل
ارشاد و بخش فرهنگی رضایت کامل را دارم و از نظر بنده مجموعه اهالی فرهنگ و هنر آذربایجان نمره
بالایی می گیرند. آقای
احمدی منش برخی از منتقدان شما می گویند جنابعالی با وجود اینکه چهار سال مدیریت
اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان را بر عهده گرفتید ولی سال چهارم مدیریت خود
، اهالی فرهنگ و هنر را شناختید این نکته را چگونه ارزیابی می کنید؟ نه
این طور نیست !من با گفته شما مخالفم و به این موضوع اعتقاد ندارم. ما آن کار هایی که در سال های
اول مدیریت هدف گذاری کرده بودیم در طول 4
سال ادامه دادیم و حتی با گذشت زمان
مدیریت خود هدف گذاری خود را
گسترش دادیم . به عنوان مثال یکی از هدف
های ما توسعه فضا های فرهنگی بود و همانند
سایر مدیران در این زمینه خوب درخشیدیم . در اولین سال های خدمت بنده در استان
تنها 65 هزار متر مربع فضای فرهنگی وجود داشت که بعد از 4 سال، 130 هزار متر مربع فضای فرهنگی،آماده بهره
برداری شد و همچنین 2 مجتمع فرهنگی هنری نیز آماده احداث شدند. در تمام شهرستان ها مجتمع فرهنگی احداث کردیم. از سال
86 حدود 22 پروژه نیمه تمام
در استان وجود داشت برخی از این
پروژه ها زیر آوارهایی از خاک به فراموشی سپرده شده بودند که در زمان ما احداث و تکمیل شدند. در
خصوص اهالی فرهنگ و هنر هم باید بگویم که بنده از اوایل کار خدمت خود ،در اداره
فرهنگ و ارشاد، شخصا به منازل بیشتر هنرمندان مراجعه می کردم که این مراجعات من در
اواخر خدمت من هم ادامه داشت . من حتی به
خانه هنرمندانی سر می زدم که از من انتقاد شدیدی داشتند اما با این وجود من از
آنها حمایت می کردم چرا که این هنرمندان نعمت های استان ما بودند و هستند. در
بین اهالی هنر کسانی بودند که انتقاد های شدیدی به من روا داشته اند اما بعد ها در
یک نامه مفصلی از من معذرت خواهی کرده و اعلام داشتند که اکنون شما را می شناسیم . در
طول مدیریت خود به عنوان مدیر کل اداره
فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی دغدغه شما در طول مدیریتی تان چه بود و دوست
داشتید چه کار هایی انجام دهید که موفق نشدید؟ (همراه با خنده: سوال سختی پرسیدید!) جواب
سختی دارد اما کار های زیادی بودند که می خواستم انجام بدهم . حتما مثل شخصی را که
در ابتدا ، وارد اقیانوس یا دریا می کنند را شنیده اید مصادق من هم همانند آن شخص است
اما با این تفاوت که ابتدا من را وارد
حوضچه ای کردند که به دنبال دریچه ای می گشتم تا به دریا ورود یابم . همانطور
که می دانید انسان با گذشت زمان، نگاه خود
را گسترده تر می کند و تجربیات بیشتری کسب می کند. در
جریان دور سوم سفر ریاست جمهوری به استان آذربایجان شرقی طرح هایی به رئیس جمهور ارائه داده شد که اکنون آن طرح ها در اداره کل فرهنگ و ارشاد
آذربایجان شرقی به صورت محدود اجرا می شود. به عنوان مثال
جشنواره امام حسین (ع) و علامه امینی یکی از این طرح هایی بود که
به آقای احمدی نژاد پیشنهاد دادیم که هدف از برگزاری این جشنواره شناسایی
جایگاه فرهنگ ولایت و امامت در استان بود. در
دوران خدمت خود سعی می کردم که در آینده و
در بخش های فرهنگی به صورت کیفی کار
کنیم با وجود این که اداره فرهنگ و ارشاد
متولی فرهنگی استان است اما در طول 4 سال مدیریت بنده ، ابزار کار از نظر نیرو یا امکانات بسیار ناچیز بود . این
امکاناتی که برای اداره ارشاد در نظر
گرفته شده بود قابل مقایسه با سایر مجموعه
های فرهنگی نبود اما ما با اعتبارات کم و امکانات ناچیز کار های زیادی انجام
دادیم. ضمن
تشکر از مدیر کل جدید اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، آقای داننده باید از خدمات شایانی
که در بخش فرهنگی ارائه داده اند تشکر کنیم و ناگفته نماند که امروزه اکثر
طرح ها و برنامه هایی که ارائه می شود ادامه کار هایی است که قبلا برنامه
ریزی شده بود. همچنین
دقت و توجه آقای داننده در برخی از حوزه ها از جمله در بخش کتاب ستودنی است . اما
اگر در زمان مدیریت بنده این اعتبار به اداره ارشاد تخصیص می یافت کار های بزرگتری
در طول خدمت ام انجام می شد چرا که ظرفیت استان آذربایجان شرقی بسیار زیاد است. اگر
اعتبار تخصیص یافته به اداره کل فرهنگ و ارشاد استان آذربایجان شرقی بیشتر بود
دوست داشتیم جشنواره های فرهنگی هنری را در شهر تبریز برگزار کنیم. آقای احمدی منش درلابه لای سخنان خود به جشنواره
امام حسین ( ع ) اشاره کردید چرا این جشنواره در طول مدیریت شما برگزار نشد؟ فرصت
نشد اما چون این جشنواره یکی از نیاز های استان محسوب می شد بعد از اتمام مدیریت
خود هر جا آقای داننده را ملاقات می کردم
از اهداف و اهمیت این جشنواره می گفتم. وقتی
من این طرح را با آقای احمدی نژاد در میان گذاشتم ایشان پذیرفتند و اعتباری برای
این طرح اختصاص دادند. گفتنی
است که سال اول اعتبار اداره ارشاد 30
میلیارد ریال بود که بعد ها به 100 میلیارد ریال افزایش یافت . به
نظر من مدیر کل فعلی ارشاد ، دغدغه مالی
ندارد اما ما دغدغه مالی زیادی داشتیم. ما
با وجود امکانات و اعتبارات اندک فضای فرهنگی را آماده کردیم و می خواستیم روند
کار ها به صورت نرم افزاری باشد که خوشبختانه بستر نرم افزاری شدن را نیز فراهم
کردیم و از اینجا از تمام مسئولان خواستارم به مدیریت بخش فرهنگی توجه ویژه ای
کنند. درست است که عمر مفید مدیریت 3 سال
است اما به نظر اینجانب در بخش فرهنگی طول مدیرت به 3 سال نباید قناعت نشود. پس
شما به ثبات مدیریتی اعتقاد دارید؟ بله
حتی اگر مدیر فرد ضعیفی باشد باید اجازه
دهیم تا با مدیریت آشنایی کاملی پیدا کند. به
نظر بنده اگر دایم مدیران را به خاطر عملکرد ضعیف شان عزل کنیم و شخص دیگری را به
سمت مدیریت منصوب کنیم در این صورت مشکلات عدیده ای برای سازمان به وجود خواهد آمد
چرا که برای هر انتخاب و بهره برداری،
هزینه های هنگفتی مصرف می شود. در
وزارت ارشاد تمام نیرو ها تغییر یافتند غافل از این که نتیجه این تغییر باعث هدر
رفتن سرمایه شد. تغییر مدیران در کشور و حتی استان ها یک خسران است در حالی که در اکثر
کشورها این گونه نیست و تغییرات اندکی صورت می گیرد. به
نظر بنده باید برای انتخاب یک مدیر در وزارت فرهنگ و ارشاد از اهالی فرهنگ و هنر
نظر سنجی شود. آقای
احمدی منش بعد از اینکه مدیریت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان به آقای
داننده سپرده شد آیا مدیر کل جدید در خصوص برخی طرح ها و برنامه ها با شما مشورت
می کردند؟ بله آیا
مشورت ها را اجرایی هم می کند؟ من
با اجرایی شدن یا نشدن کاری ندارم اما در اوایل مدیریت خود بیشتر مشورت می کردند،
همانطوری که بنده در طول خدمت خودم از تجربیات مدیر کل سابق استفاده می کردم .
همانطور که گفتم بارها من در جلسات با آقای داننده در خصوص تجربیات خود و اهمیت و
هدف از جشنواره امام حسین ( ع ) با ایشان صحبت کردم و ایشان هم مراحل مقدماتی این
جشنواره را شروع کردند و امیدواریم موفق
باشند. آقای
احمدی منش شما در بین سخنانتان اشاره داشتید به این موضوع که دغدغه مالی اداره کل
فرهنگ و ارشاد اسلامی استان در حال حاضر برطرف شده است به نظر شما دغدغه اصلی مدیر
کل فعلی چیست؟ اجازه
دهید در این مورد اظهار نظر نکنم! پس
لطفا بگویید اگر دغدغه مالی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی برطرف شده است اکنون در
حوزه فرهنگی چه دغدغه هایی وجود دارد؟ یکی
از دغدغه ها این است که مسئولان استان باید موضوع فرهنگی را دریابند و آشنایی کامل
با فرهنگ داشته باشند چون عدم آشنایی با فرهنگ
مشکلات زیادی را به وجود خواهد آورد چرا که از بخش فرهنگی خواسته هایی خواهد داشت که
قابلیت اجرایی ندارد. نباید
قانون را زیر پا گذاشت و در آن زمان ها هم من دائم تکرار می کردم که مسئولان باید مقراراتی باشند و با شناخت کامل
از حوزه خود مدیریت کنند. آقای
احمدی منش با توجه به این که انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی است اما با این وجود
فرهنگ ما ،در غربت است اگر اعتباراتی که به حوزه فرهنگی اختصاص یافته را با سایر
حوزه ها مقایسه کنیم متوجه می شویم که به بخش های فرهنگی توجه زیادی نمی شود نظر شما در این مورد چیست؟ بله
من با تمام وجود در غربت بودن فرهنگ را حس می کنم. اهالی
فرهنگ و هنر غریبانه برخی کار ها را انجام می دهند اگر کسی انگیزه فرهنگی نداشته باشد برای ورود به حوزه فرهنگی هنری کار
ناشایستی انجام می دهد. اگر از لحاظ مادی مدیران را بررسی کنیم متوجه می شویم مادیاتی که عاید یک مدیر در بخش های غیر فرهنگی
می شود بیشتر از مدیری است که در بخش های
فرهنگی به خدمت گذاری مشغول است. در حالی که تاثیر گذاری بخش فرهنگی در
جامعه بیشتر از سایر بخش ها است. با
این وضعیت شعار های مسایل فرهنگی و هنری شعار های تزئینی است که تنها ویترین ها را زیبا نشان می دهند و در
عمل جایگاهی ندارند . امکاناتی
که در بخش فرهنگی می گذاریم به اندازه
سوپزیت کود شیمایی هم نیست . مردم
از نظر فرهنگی جای خالی برخی از نیاز ها را حس می کنند باید اجازه دهیم که مردم
خواسته های خود را در تمام حوزه ها بیان کنند. در
حوزه موسیقی که بخشی از فرهنگ و هنر استان ماست ،باید به صورت اصولی وارد شویم
که حوزه های علمیه، نظام و مسئولان در این
زمینه باید برنامه ریزی های دقیق ارائه دهند. یکی
دیگر از دغدغه های بخش فرهنگی ، دغدغه عدم وجود چارچوب برای برگزاری جشنواره
ها به خصوص در بخش سوگواری هاست . در بخش
سوگواری افراط و تفریط زیادی می شود. آیا سوگواری که برگزار می شود به نام امام حسین(ع) در شان و منزلت او است؟ آیا
ابا عبدالله الحسین(ع) رضایت کافی از این سوگو اری ها دارند. آقای
احمدی منش همانطو که شما هم شاهد هستید در حوزره فرهنگی تنگ نظری های خاصی وجود
دارد به نظر شما این تنگ نظری ها از کجا نشات می گیرد؟ در
سایر استان ها هم تنگ نظری وجود دارد و تنها مختص استان ما نیست. یکسری از تنگ نظری ها به حسادت یا جنبه ای که
در انسان وجود دارد و یک سری هم به عدم آشنایی مدیران با حوزه فرهنگی بر می گردد. همانطور
که می دانید برخی مسایل در حوزه فرهنگی ما
تعریف نشده و این باعث شده همه در حوزه فرهنگی اظهار نظر کنند در حالی که باید
افراد متخصص در این حوزه اظهار نظر کنند. در
ریشه حوزه فرهنگ و هنری ما اشکالات زیادی وجود دارد چون ریشه برخی از فرهنگ ها
برگرفته از کشور های غربی است و وظیفه ما
بومی سازی این فرهنگ ها است که در این راستا موفق عمل نکرده ایم. باید
برخی از مدیرانی که آشنایی کافی با فرهنگ ایرانی و قدرت بومی سازی هنر را دارا
هستند تقویت شوند. همچنین یکی دیگر از مشکلات فرهنگی ما "نفاق"
فرهنگی است که در این راستا نیز باید اقداماتد اساسی صورت گیرد. آقای
احمدی منش همانطوری که شما به اهمیت موضوع بومی سازی حوزه فرهنگی در استان اشاره
کردید به نظرتان عدم توجه به بومی سازی فرهنگ و هنر چه پیامدهایی
خواهد داشت؟ متاسفانه
در استان ما وقتی حرف از بومی سازی می شود عده ای از مسئولان ما را حمایت می کنند
و عده ای دیگر مخالف بومی گرایی هستند. به عنوان مثال در زمان مدیریت بنده جلساتی با موضوع بررسی قومیت
گرایی در استان برگزار کردیم تا مسئولان در این جلسات حضور یابند و نکته نظرات خود
را ارئه دهند که یکی از بحث ها زبان ترکی بود که برخی از مسئولین از برگزاری چنین
جلساتی گلایه می کردند در حالی که ما معتقد بودیم باید برای بیان دیدگاه های فضای
سالمی فراهم کنیم. اما
سخن آخرتان؟ ضمن تشکر از شما... از مسئولان خواستارم تا در
بخش های فرهنگی و هنری از افراد آشنا به فرهنگ استفاده کنند به خصوص برای استان ما
که استان حساس و هنر پروری است. گفت
و گو از امیر کریم زاد شریفی- لیلا آقاجانی انتهای
پیام/
تا نام خود را در زمره اولین ها ثبت کنند.شرکت مخابرات ایران را می توان پیشقراول اجرای ابلاغیه مقام معظم رهبری خواند. مخابرات این مجموعه عریض و طویل برای آنکه ساختار دولتی اش را
به خصوصی تبدیل کند راه طولانی داشت تا اینکه مدیر عامل فعلی این شرکت که
خود نیز بر خصوصی شدن مخابرات تاکید داشت، موضوع را در دستور کار قرار داد و
اینک مخابرات خصوصی شده است.برای انجام گفت و گویی صریح و صمیمی با مهندس
صابر فیضی مدیر عامل شرکت مخابرات ایران راهی ساختمان این شرکت در بزرگراه
همت، تقاطع سردار جنگل شدیم با توجه به هماهنگی های صورت گرفته مصاحبه به
موقع ترتیب یافت.در این گفت و گوی یک ساعته تلاش کردیم تا در خصوص بیم و
امیدهایی که در پشت صحنه خصوصی سازی وجود دارد با مهندس فیضی سخن بگوییم وی
هم با گشاده رویی و با جملاتی کوتاه سئوالاتمان را بی پاسخ نگذاشت، البته
موضوعاتی از جمله تحول در ساختار مخابرات کشور، سرعت اینترنت و موارد
دیگری را هم در بین سئوالاتمان مطرح کردیم. *** آقای فیضی، مخابرات ایران با وجود مسیر دشوارش خصوصی
شده است، الان که با خیال آسوده به گذشته نگاه می کنید، مخابرات خصوصی را
موفق ارزیابی می کنید یا شکل دولتی آن را؟ صد در صد مخابرات خصوصی دلیل این تاکید شما چیست؟ اولا باید بدانیم که مخابرات چرا خصوصی شد، علت این است که هم
بر اساس ابلاغیه مقام معظم رهبری و هم قانون اصل 44 مخابرات و پست در صف
واگذاری ها از جمله اولین ها بودند.به همین دلیل اگر اولین بند اجرایی این
اصل درجا می زد سایر بندها نیز درجا می زدند.ما واقعا در این رابطه به
تکلیف مان عمل کردیم.در بند اول ماده دو اصل واگذاری ها مخابرات در اولویت
قرار دارد به همین دلیل در گام نخست این اقدام باید صورت می گرفت.در حالی
موضوع خصوصی شدن مخابرات مطرح شد که اکثر مدیران این مجموعه با خصوصی شدن
آن موافق نبودند و زمانی که این مسئولیت به من سپرده شد، متوجه شند که بنده
یکی از مدافعان سر سخت خصوصی شدن مخابرات هستم.با سختی های بسیاری این
اقدام را پیش بردیم.سال آینده مردم اثرات خصوصی سازی مخابرات را لمس خواهند
کرد، مخصوصا در بحث دیتا نیز که به دلایلی عقب مانده ایم شبکه ملی اطلاع
رسانی مخابرات پیشقدم شده است که خودشان راه اندازی کند.در داخل کشور
محدودیت پهنای باند نخواهد شد. مخالفان اجرای این طرح از چه طیف هایی بودند؟ مخالفان از سه طیف هستند: یک عده معتقدند که مخابرات امری است
که باید دولتی بمانند و نمی تواند خارج از دولت اداره شود.یک سری کسانی
هستند که به دلیل منافع شخصی شان مخالفت می کنند که متاسفانه تعدادشان هم
کم نیست.یک تعداد هم احساس می کردند که مخابرات موضوعی امنیتی است که باید
دولتی بماند که البته از روی دلسوزی این موضوع را مطرح می کردند تا اینکه
متقاعد شدند که می توان با مخابرات خصوصی هم می توان مانع ناامنی شد.اما
چرا مخابرات می بایست خصوصی می شد؟ مخابرات تا زمانی که دولتی بود مدیران اش را دولت منصوب می
کرد با کاهش کیفیت اقدامات نمایندگان مجلس از وزیر سئوال می پرسیدند.وزیر
مجبور می شد از خودش دفاع کند ،چون سیستم دولتی بود اجازه داده نمی شد که
مخالف رای وزیر وارد مجموعه شود و این مانع رقابتی شدن بازار می شد.این امر
برابر است با کاهش سرویس دهی مناسب... هر چند که هنوز مخابرات شرکت بزرگی است و این بزرگی یک سری
مشکلاتی دارد ولی قوانین و مقرارات به حد کافی وجود دارد که بتوان فضا را
رقابتی کرد.به عنوان مثال زمانی که مخابرات دولتی بود نرخ سیم کارت ثابت
حداقل 288 هزار تومان بود که یادم است آن زمان دیوان محاسبات معترض بود که
چرا این اقدام را انجام داده اید درآمد دولت کاهش یافته است، از آن روزی که
خصوصی شده ایم می گویند بیشتر از 120 هزار تومان نمی توانید بفروشید. در خصوص تعرفه های مخابرات وضعیت چطور است؟ الان معتقدیم تعرفه های مخابرات عادلانه نیست برخی ها کاهش و
برخی ها افزایش نیاز دارند که اجازه این کار داده نمی شود. در حالی که چون
پست دولتی مانده است تعرفه هایش چهار برابر شده اند!ولی در واقع خصوصی شدن
در تمام خدمات و سرویس دهی ها کیفیت ها را افزایش و قیمت های را کاهش می
دهد.و می توان گفت مخابرات خصوصی به مردم و دولت بهتر بوده است.البته باید
گفت که سه قشر از خصوصی شدن مخابرات سود بردند ، اولویت اول مردم چرا که
بازار رقابتی است ،مگر امکان داشت با دولتی ماندن مخابرات سیمکارت های 5
هزار تومانی به فروش برسد.قشر دوم دولت بود که سود کرده است: سال 88 آخرین
واریزی مان به خزانه 800 میلیارد تومان بود بعد از خصوصی سازی 33 درصد
درآمد مستقیم به خزانه می رود، سال گذشته 1600 میلیارد تومان و امسال 2400
میلیارد تومان به خزانه واریز کرده ایم.سال آینده مطمئنا سه هزار میلیارد
تومان خواهیم داد، عدد بزرگی است.علاوه بر آن کارکنان خود مخابرات نیز نفع
بردند، چرا که در قانون مدیریت خدمات کشوری ، کیفیت کار مطرح نیست بلکه بر
اساس مدرک تحصیلی حقوق پرداخت می شود بنابراین در طرف انگیزه نیست ولی الان
کیفیت کار قابل سنجش است و قابل تفکیک است. جنابعالی اخیرا اعلام کرده اید که سال 91 سال اوج کیفیت در مخابرات است، این کیفیت به چه نحوی برای مردم ملموس خواهد بود؟ سال 91 سال اوج کیفیت ارتباطات در کشور است چون همه چیز به
سمتی می رود که رقابتی تر شود.ببینید ما یک معضلی داریم و آن اینکه همه
وقتی از ارتباطات سخن به میان می آید ذهنشان به سمت اینترنت می رود، این در
حالی است که اینترنت در خارج از ایران است در داخل چون به حد کافی محتوا
نداریم به همین دلیل ارتباطات داخلی به حد کافی نداریم و این عامل نارضایتی
اکثر کابران اینترنت می شود.با تحولی که در مخابرات کشور رخ می دهد،
اینترنت در ارتباطات داخلی تا 10 مگابایت به راحتی قابل استفاده می شود،
بسیار راحت ارتباط داده می شود.چرا که به حد کافی سرمایه گذاری شده است تا
سال 91 تمام مردم شیرینی این اتفاق مبارک را بچشند. از لحاظ تامین امنیت چطور، اقداماتی انجام داده اید؟ از لحاظ امنیت شبکه نیز تضمین شده است که به حتم سال آینده در
ارتباطات داخلی کشور هیچ مشکلی نخواهیم داشت.با سرعت بالا و قیمت پایین
همه می توانند از اینترنت استفاده کنند، در واقع انقلابی در ارتباطات داخلی
رخ خواهد بود. در ارتباطات خارج از کشور چطور؟ اما در ارتباطات خارج از کشور الان سیاست هایی که از سوی
حاکمیت اعمال می شود یک سری محدودیت هایی خواهد بود که باعث می شود که یک
سری بحث ها خود به خود حل شود ولی در ارتباطات خارج از کشور محدودیت ها نیز
کمتر می شود.مطمئن باشید این خود از برکات خصوصی شدن است در مخابرات دولتی
امکان این حجم کار و سرمایه گذاری وجود نداشت. قیمت ها هم کم می شود؟ قیمت ها نسبت به پهنای باند کاهش می یابد.ارتباط 10 مگابایت زیر 30 هزار تومان در دسترس مردم باشد البته در ارتباطات داخل کشور. الان که مخابرات خصوصی شده است، ساختار آن هم تغییر چهره داده است یا نه؟ ساختار سازمانی مخابرات ایران با وجود خصوصی شدن ولی دولتی
است که باید هر چه سریع تر تغییر کند.به دنبال تغییر وضعیت هستیم.خواسته
سهامدار و مدیران شرکت مشتری مداری است ولی هنوز جایش نیافتاده است. آقای فیضی با وجود اینکه می دانستید خصوصی سازی مخابرات کار بسیار دشواری است چرا قدم در این مسیر گذاشتید؟ سئوال جالبی پرسیدید در برخی از جلساتی هم که برای تشریح
دلایل و محاسن خصوصی سازی به استان های سفر می کردم از من چنین سئوالاتی
مطرح می شد، می پرسیدند چرا می خواهی گوباچف مخابرات ایران شوی، چرا به این
اقدام انتحاری دست می زنی؟اما باید بگویم از زمانی که به مخابرات ایران
آمدم همیشه در مخابرات کشور به فکر تغییر بودم. نمونه بارز این امر خصوصی
شدن مخابرات بود که مسئول این کار من شدم.کار بسیار سخت و سنگینی بود با
وجود اینکه چه به دنبال این کار می رفتم و چه نمی رفتم میزان حقوق من
تغییری نمی کرد.اما در واقع من فردی هستم که هر کجا باشم به فکر طرح های
جدید و تحول در مجموعه هستم. از همان زمان که در مخابرات آذربایجان شرقی
نیز فعالیت داشتم رویکرد کاری ام این چنین بود.همیشه به دنبال اقداماتی
بودم که با شیوه های نوین کارهایم را در مدت زمان کمتر و با کیفیت مطلوبتری
انجام دهم.معتقدم هر مدیری که خودش بخواهد ثابت بماند باید خودش به
جابجایی تن دهد تا فرد دیگری بیاید و فضا را تغییر دهد، همیشه به دنبال
تغییر و تحول بوده ام.وضعیت مخابرات خیلی مبهم بود، مشتری خریدار سهام خودش
باید وضعیت برایش شفاف باشد ولی چنین نبود.حتی بورس هم از شرکت مخابرات
هراس داشت الان 15 درصد بورس سهم خرید و فروش های مخابرات است.این ها یک
سری مباحث هستند که باید استفاده شود.توصیه ای که من به تمام شرکت های در
حال واگذاری اعلام می کنم که یا اقدام کنید مجموعه خصوصی شود یا اینکه اگر
دیگران این کار را بکنند آن طوری که شما می خواهید خصوصی نخواهد شد.این
خیلی مهم است که سریع تر خصوصی سازی اتفاق بیافتد چون مجموعه های توانمندتر
زودتر به فروش می روند و افراد توانمند نیز مجموعه های توانمند را خریداری
می کنند و جا مانده ها شاید به دست افراد غیر متخصص بیافتد که نتیجه
مطلوبی در بر نداشته باشد. با وجود این تجربه موفق مخابرات در امر خصوصی سازی چرا سایر دستگاه هایی که باید خصوصی شوند از این امر امتناع می ورزند؟ افرادی که می خواهند وارد این حوزه کاری شوند اول باید خودشان
را آماده کنند، نگرانی هایی که وجود دارد بسیار سطحی است.شفافیت امر مهمی
است، سهام وقتی در بورس عرضه می شود همه چیز شفاف می شود حقوق و دریافتی
ها کاملا شفاف می شود.یک سری هم از این شفافیت ها دوری می گزینند. آقای مدیر عامل در ساختار سازمانی شرکت مخابرات ثبات مدیریتی رسم است؟ یا به عبارتی دیگر مخابرات قدر مدیران خود را خوب می داند؟ اصلا رسم نیست، در هیچ کجا بیشتر از دو سال مدیران مان ثابت
نمانده اند، منتهی ثبات مدیریتی به نفع مجموعه کشوری است اگر درست باشد
ثبات مدیریتی مطلوب است.این موضوع مانده به ساختاری که مدیر ایجاد می کند ،
در ساختار جدید شرح وظایف ها مشخص است. ساختار یک اصول است که از سال 84
شروع کرده ایم و گرنه ساختار فعلی در این ساختار بر اساس یک برنامه پیش می
بریم.در واقع ما در مخابرات خودمان را درگیر افراد نکرده ایم ، در واقع به
اصول تکیه کرده ایم.ثبات مدیریتی اگر با برنامه باشد بسیار خوب است اگر بی
برنامه باشد آسیب هایی جدی به سیستم می زند! جنابعالی پیش از اینکه مدیر عامل مخابرات ایران شوید،
سال ها در آذربایجان شرقی به عنوان یک مدیر فعالیت داشته اید، ظرفیت های
این استان را در کدام بخش ها می بینید؟ آذربایجان شرقی شرایطی دارد که در تمام زمینه ها ظرفیت دارد،
اما آنچه معتقدم باید محور برنامه ها قرار گیرد و می تواند بیکاری را ریشه
کن و اقتصاد استان را متحول کند، تغییر سیاست های توجه به بخش کشاورزی
استان است، استان در صورت برنامه ریزی صحیح قادر است تنها با کشاورزی سرپا
ایستد.شرایط جغرافیایی منطقه به گونه ای است که هیچ وقت نمی توانیم بگوییم
که خشکسالی است حتی نگاهی به تاریخ آذربایجان نشان می دهد که بر اساس
برنامه ریزی هایی که صورت می گرفت، آب ها را نگه داری می کردند و در موعد
مقرر مورد استفاده قرار می گرفت.چرا به این موضوع اشاره می کنم به این دلیل
است که همان شرایطی که ما داریم، شرق ترکیه هم دقیقا همان شرایط را دارد،
در شمال آذربایجان و ارمنستان همان شرایط وجود دارد با عبور هواپیما بر
فراز این کشورها متوجه می شویم که در هر دره ای با احداث سدهای کوچکی آب
ذخیره شده است.این به معنای این نیست که در استان اقدامی نشده است بلکه در
استان اقدامات بسیار زیادی انجام شده است ولی بیشتری به دنبال احداث سدهای
بزرگ با هزینه های گزاف بوده ایم.روزگاری نه چندان دور فقط منطقه هشترود
گندم کل کشور را تولید می کرد. بزرگترین پتانسیل استان که هر زمان پاسخ می
دهد بخ کشاورزی است که باید برنامه ریزی شود. بحث بعدی نیروی انسانی متفکر اش است. ما بیشتر از توان جسمانی
نیروی انسانی مان استفاده می کنیم، تا اینکه از فکر و ایده ها استفاده
کنیم و با فروش ایده ها به درآمد برسیم.یادم است در دوران دانشگاه اساتید
می گفتند آن زمان که ما رشته برق و الکترونیک تحصیل می کردیم، هندی ها نرم
افزار تحصیل می کردند الان نرم افزارهای جهان بیش از 80 درصد اش در دست
هندی ها است.این توانایی ها در سیستم فکری مردمانمان داریم یعنی از نظر IQ
این توانایی در استان داریم ایده ها را جمع کنیم و به فروش رسانیم.ایده
هایی که می توانند اتفاق بیافتد ولی متاسفانه نتوانسته ایم به خوبی
سازماندهی کنیم.مراکز رشد وجود دارد و خوب هم جواب داده اند ولی کافی
نیستند.علت اصلی اش این است که در تمام موارد انتظار داریم سیستم دولتی این
کار را انجام دهد و دلال بازی در بازار آنقدر زیاد شده است که کسی به
دنبال سرمایه گذاری در حوزه ایده پردازی نمی رود.در حالی که در دنیا سرمایه
گذاری در تولید و فروش ایده ها بیشتر پاسخ مثبت داده است.توجه به ایده ها
نه سرمایه گذاری کلان می خواهد نه ساختمان بزرگ نه امکانات زیاد می خواهد
این ایده ها تنها مدیریت می طلبد. در بخش صنعتی همواره در روزمرگی به سر برده ایم، اگر به وضعیت
صنایع استان نگاه کنیم به جز مقطع بسیار کوتاهی که برخی کارخانه ها بر
روی ایده کار کرده اند بقیه در روزمرگی پیش می روند. این وضعیت بسیار
شکننده است.طرح موضوعی مانند: پیکان وانت نباید تولید شود!، این موضوع
کارخانه ایران خودرو تبریز را دچار مشکل می کند، چرا چون در روزه مرگی غرق
شده ایم. در خصوص بخش فرهنگی نیز در استان احساس نیاز می شود، در رابطه
با مسئله با توریسم اقدامات زیادی می توان انجام داد هر چند که در این
اواخر اقدامات خوبی شده است به خصوص از زمان آقای محمدی اقدامات قابل توجهی
انجام شده است.ولی فرهنگ هنوز آن فرهنگی نیست که اجازه دهد، توجه بیشتری
به حوزه گردشگری شود.نقاط ناشناخته زیادی در استان داریم ، جنگل های
ارسباران یکی از نقاط بکر آذربایجان است که برای بسیاری ناشناخته است.اگر
کشوری مثل امارات چنین جنگل هایی داشت سرمایه گذاری کلانی می کرد تا به تبع
آن بهره مادی خوبی بردارد. این نارسایی هایی که بر شمردید به نظرتان ناشی از مدیریت ناصحیح است یا موضوع از جای دیگری نشات می شود؟ تا زمانی که سیستم به صورت دولتی اداره شود بروز چنین مشکلاتی
طبیعی است، سند این ادعای من هم همان سیاست های نظام است که سال 85 از سوی
مقام معظم رهبری ابلاغ شد.بر اساس فرمایشات مقام معظم رهبری، ایشان انتظار
داشتند که با اجرای این اصل انقلاب بزرگ اقتصادی در کشور به وقوع
بپیوندد.تنها راه نجات سپردن تمامی بخش ها به خود مردم است، تا زمانی که
سیستم دولتی تصمیم می گیرد شرایط بهتر از این نشده و نمی شود اگر می شد در
سیاست های نظام کار به جایی نمی رسید که مقام معظم رهبری اصل 44 قانون
اساسی را ابلاغ نمی فرمودند.با وجود اینکه قانون نوشته شد و بر اساس آن کتب
مختلفی نیز منتشر شد ولی در اجرا همه با احتیاط و با نگرانی اقدام
کردند.نگرانی ها هم از یک جمله فراتر نبود، اینکه نگرانیم در صورت خصوصی
شدن جایگاهی برای مدیران فعلی آن مجموعه نباشد!چرا باید نگران باشیم، یعنی
از تغییر می ترسیم.چرا باید با احتیاط پیش برویم، در دوران انقلاب اسلامی
نیز همین طور بود اگر با احتیاط پیش می رفتیم، شرایط ادامه پیدا می کرد.به
همین خاطر تا زمانی که در بخش هایی که می توان بخش خصوصی را در موضوعات
درگیر کرد، نکنیم شرایط بهبود پیدا نمی کند. ظرفیت های استان را بر شمردید، نقاط ضعف استان را در چه می دانید؟ من در دوران مدیریت ام در استان هر آنچه را که می خواستیم می
کردیم، هر چند که تنگ نظری ها زیاد بود ولی ما نشان دادیم که انسان می
تواند به آنچه که می خواهد دست یابد. به نظرتان این تنگ نظری ها از کجا ناشی می شود؟ دلیل تنگ نظری این است که افراد محدود نگر شده اند آنان که
محدود نگر نیستند و با موضوعات روز دنیا آشنا هستند خود به خود تنگ نظری
شان از بین می رود ولی افراد محدود نگر که فکر می کنند آنچه که خودشان صحیح
می دانند صحیح است، آن باعث تنگ نظری شده است.سیاستی که بنده هم در دوران
مدیریت ام در استان اعمال می کردم این بود که در برخی موارد برای اجرای
اقدامی که می خواستیم بکنیم، برخی افراد حاضر هستند کار به نام آنان تمام
شود، معتقد بودیم کار انجام گیرد ولو به نام کس دیگری نیز اگر گفته
شود.بازگشایی خیابان والمان تبریز یکی از این موارد است، وجود اداره
مخابرات در آن منطقه گره بود، در حالی که ما بسیار راحت با شهرداری مذاکره
کردیم تا اینکه این خیابان بازگشایی شد.از همه مهمتر که من هر وقت تبریز می
آیم از آنجا می گذرم ، چایکنار و پل قاری بود، موضوعی که خیلی ها می گفتند
امکان پذیر نیست!آن زمان با آقای عظیمی شهردار وقت مذاکره کردیم و قضیه به
راحتی حل شد. گره ترافیکی آن منطقه حل شد ولی هیچ وقت گفته نشد که این گره
به دست مخابرات حل شده است ولی مشکل مردم حل شد.مدیر توانمند کسی است که
راهکارهای عبور از موانع را کشف و اجرا کند.
دنياي امروز دنياي ارتباطات است. در هر ثانيه ميليون ها واحد اطلاعاتي در سطح جهان رد و بدل مي شود. از زماني كه تحولات زندگي بشر سرعت گرفت ، نياز به اطلاعات و ارتباطات هر روز افزايش يافت و امروزه داشتن اطلاعات دقيق و به روز از نان شب هم براي مردم مهمتر است و هر كه بيشتر بداند ، موفق تر است . یادداشت: فرهنگی که سیاست زده شد! فرهنگ واژه ای است درباره شیوه زندگی مردم، به معنی روشی که مردم کارها را انجام می دهند. اگر فرهنگ را هدایت نکنید، فرهنگ شما را هدایت می کند.فرهنگ مقوله ای است وسیع مبتنی بر ساختار ها و الگوهای هر منطقه، رویکرد متفاوت فرهنگ ها نشات گرفته از همان تفاوت الگوها و ساختارهاست. تاکیدات مقام معظم رهبری بر ضرورت پیوست فرهنگی در طرح ها و پروژه های مختلف نشان از اهمیت و جایگاه والای این مقوله در زندگی امروز هر ایرانی دارد. نگاه مسئولان فرهنگی کشور نیز در این امر بسیار مهم و در خور توجه است ولی هر زمان که فرهنگ زیر سایه سیاست رود نباید انتظار داشته باشیم که به نتیجه ایده آل و آرمانی مان حتی نزدیک شویم. سیاست زدگی فرهنگی را می توان چالش اصلی حوزه فرهنگ امروز کشورمان خواند. سیاست زدگی که متاسفانه در برهه های خاصی بیشتر جلب توجه و هر روز که به ایامی همچون انتخابات نزدیک می شویم این آفت بیشتر خودنمایی می کند. کهن شهر تبریز که مامن عاشقان علم و ادب و هنر است و از دیرباز نیز شهره عام و خاص بوده است متاسفانه به دلیل همین موضوع سیاست زدگی فرهنگی با خلا اجرای برنامه های فاخر فرهنگی مواجه شده است تا جایی که این موضوع به وضوع قابل لمس است. اعتبارات کلان فرهنگی به موضوعات مختلف این حوزه تخصیص می یابد ولی دریغ از اجرای برنامه های فاخر و ماندگار فرهنگی. موازی کاری، عدم هماهنگی های بین بخشی و ده ها دلیل دیگر را می توان از جمله عوامل بروز این فضای نامطلوب در حوزه برنامه ریزی و اجرای برنامه های فاخر فرهنگی در این شهر خواند. سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تبریز به عنوان یکی از مجریان برنامه های فرهنگی در مدت کوتاهی که از تولدش در عرصه فرهنگی این کلانشهر می گذرد، آغاز درخشان و پرتلالوئی داشت، آغازی که در سال های آینده شاهد تداوم آن برنامه ها بودیم و اگر آفت سیاست زدگی از این مجموعه دور می شد به حتم شاهد توسعه فعالیت ها و ترمیم خلاهای موجود نیز بودیم. تغییر سه مدیر عامل در سه سال فعالیت سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تبریز این سازمان را با مشکلات اجرایی و برنامه ریزی مدون مواجه کرد. فراز و فرودهایی که این سازمان در دوران فعالیت های خود داشت شاید در کمتر مجموعه شهرداری تبریز می توان دید چرا که این سازمان عهده دار اجرای برنامه های حوزه فرهنگ و هنر بود. فرهنگ هنر شهری هنرپرور که صاحب مکتب خاص خود است. اجرای برنامه های مختلف فرهنگی با کم و کاستی هایی که داشت، این سازمان را در مدت کوتاه فعالیت خود به یک سازمان پویا تبدیل کرد تا جایی که بسیاری از هنرمندان و اهل فکر و اندیشه ارتباط خاصی با این مجموعه فرهنگی برقرار کردند و همین موضوع سبب شد تا برنامه های متنوع از جشنواره های تابستانی گرفته تا کتاب سال و عکس فیروزه را در کارنامه این سازمان دیدیم ولی متاسفانه این سازمان نیز نتوانست در مقابل طوفان سیاست زدگی دوام بیاورد و سر فرود آورد تا جایی که هم اکنون شاهد تعطیلی تمام برنامه های این سازمان در هفته های اخیر هستیم! عکس فیروزه چهارمین تجربه اش را نکرد، خبری از جشنواره تابستانی که موافقان و مخالفان متعددی داشت نیز نیست! نزدیک شدن موعد انتخابات مجلس شورای اسلامی و زمزمه های حضور یا عدم حضور شهردار تبریز و به تبع آن استعفای وی، اختلاف نظر برخی از اعضای شورای اسلامی شهر تبریز با روند مدیریتی این سازمان همه و همه دست در دست هم داده اند تا مدتی این سازمان فرهنگی تعطیل باشد! ولی سئوال این است که تاکی باید نشست و دید فرهنگ فدای سیاست شود، آیا در این دوران که هجمه های فرهنگی روز به روز مدرن تر، متفاوت تر و مبتنی بر نیاز مخاطبان تولید و صادر می شود ما باید بنشینیم و نظاره گر تاثیرات فرهنگی این هجمه ها باشیم! نصر نیوز: استاندار آذربایجان شرقی در راس یک هیئت اقتصادی از استان به ترابوزان ترکیه به سر می برند.به گزارش نصر، این هیئت اقتصادی به منظور شرکت در همایشی بین المللی با موضوع حمل و نقل و دیدار تجار و بازرگانان این شهر به ترکیه سفر کرده اند.
رسانه ها با تحولاتي که در جنبه هاي مختلف از بعد فن آوري تجهيزاتي و حجم و روش داشته اند به عنوان حاملان و منتقل کنندگان پيام مي توانند در ساخت فرهنگ عمومي باورها و افکار عمومي موثر باشند.
آنها بدون در نظر گرفتن مرزهاي جغرافيايي عقيدتي و فرهنگي امکان حضور را در همه نقاط جغرافيايي پيدا کرده اند. اين بحث مورد قبول و پذيرش همه دست اندرکاران امر فرهنگ است .
از اهداف مهم رسانه ها می توان به توسعه کلي اشاره کرد . توسعه از ابعاد مختلف مورد نظر است . براي اين که امر توسعه به صورت يک باور و رفتار عمومي قلمداد شود به عنوان يکي از اهداف اصلي سازمان مد نظر است . ما در اين شرايط هميشه با اين يقين و علم به قضايا نگاه مي کنيم که در مسير و در کوران رقابت هاي بسيار زيادي هستيم و مي بايست به اين رقابت ها پاسخ مناسب بدهيم .
استان آذربایجان شرقی به عنوان یکی از استان هایی که رسانه ها در آن از توسعه کمی بسیار مناسبی برخوردار بوده اند و معمولا در طول تاریخ نقشی کلیدی در تحولات سیاسی و اجتماعی منطقه ایفا کرده اند همواره مورد توجه سایرین بوده است.
وجود بسترهای مناسب و قرار گیری در منطقه ای استراتژیک این فرصت را در اختیار رسانه های این منطقه قرار داده است تا با گستره عملکرد بیشتری نگاهی جامع تر و متنوع تر به مسایل توسعه ای استان داشته باشند.
ولی با وجود توسعه کمی رسانه ها در سال های گذشته شاهد نوعی قهر مخاطبان از این رسانه ها به ویژه رسانه های مکتوب در استان بوده ایم اگر چه این موضوع تا حدودی اختصاص به این استان ندارد ولی با توجه به فرهنگ دوست بودن مردم این خطه شاید انتظار ها بیش از این ها است.
البته نباید این موضوع را نیز از ذهن ها دور کرد که شاید مطالب و محتوای مطبوعات ما نیز مقبول و مورد پسند مخاطبان نیست، به همین دلیل نباید در این خصوص نگاهی یک سویه به قضیه داشت و می بایست علت یابی دقیق این موضوع را به انجام تحقیقاتی علمی و جامع منوط کرد.
در سال های اخیر تیراژ بسیاری از مطبوعات استان بسیار کاهش یافته است تا جایی که ذکر این میزان تیراژ برای استانی با بیش از سه میلیون نفر جمعیت جای بسی تامل دارد.
اگر چه تیراژ مطبوعات در آذربایجان شرقی بسیار پایین است ولی خوشبختانه نیروهای جوان و مستعد در حوزه روزنامه نگاری در این استان کم نیستند به همین دلیل می توان گفت اگر بسترهای لازم برای فعالیت علاقه مندان به این حوزه فراهم شود می توان ادعا کرد که رسانه هایی غنی تر از رسانه های پایتخت نیز در این استان قابلیت انتشار دارند.
سال 90 را می توان نکته جهش و تحول در عرصه رسانه های استان تلقی کرد چرا که با برخی نوآوری ها و ابتکارات رسانه ها قابلیت های خود را نشان دادند و شرایطی برای ابراز وجود روزنامه نگاران در عرصه ملی فراهم شد ، کسب عناوین برتر در هجدهمین جشنواره مطبوعات و خبرگزاری ها توسط روزنامه نگاران استانی تائیدی بر ای ادعا است.
تولد رسانه های تاثیر گذار
با افزایش ضریب نفوذ اینترنت در ایران و به تبع آن در استان و بالا رفتن تعداد کاربران اینترنت ، رقیب تازهای برای رسانههای سنتی اعم از روزنامهها و مطبوعات و رادیو و تلویزیون ظهور کرده است که از آن به رسانه های سایبر یا اینترنتی تعبیر می شود.
این رقیب تازه با استفاده از امکانات و فناوریهای نوین ارتباطی مبتنی بر اینترنت، توانسته است علاوه بر جذب مخاطبان جدید در دنیای رسانهها، بخشی از مخاطبان رسانههای سنتی را نیز به خود جذب کند.
روزنامه نگاران استان نیز در سال 90 با درک ظرفیت های این فضای جدید گام های بلند و حرفه ای برداشتند که راه اندازی چندین پایگاه خبری تحلیلی و تارنمای اینترنتی با رویکرد اطلاع رسانی ماحصل این امر بود.
این در حالی است که در سال های گذشته فضای سایبری از وجود رسانه هایی استانی توانمند تهی بود و این امر همواره مورد نقد کاربران اینترنت در این منطقه به شمار می رفت.
با وجود اینکه رسانه های نوپای اینترنتی در استان با کمبودها و ضعف های فراوانی مواجه هستند ولی آغاز حرکتی نو در فضای سایبری این نوید را می دهد که در آینده نزدیک شاهد توسعه کیفی رسانه ها از لحاظ محتوا و تولید مطالب مخاطب پسند باشیم.
تارنماهای اینترنتی با توجه به قابلیت های منحصر بفرد از جمله در دسترس بودن و سرعت انتقال اطلاعات در حال حاضر در زمره رسانه های بی رقیب به حساب می آیند، به همین دلیل می توانند نقش بی بدیل در انعکاس ظرفیت ها و قابلیت های استان در بخش های مختلف با گستره جهانی را فراهم آورند با این شرط که مسئولان امر نیز این حساسیت و ظرفیت را درک کرده و رویکردی حمایتی از این رسانه ها را در اولویت امر قرار دهند.
بی شک تقویت رسانه های تاثیرگذار زمینه ساز انعکاس پیشرفت ها و توسعه های همه جانبه استان را فراهم می آورد و این امر در کوتاه مدت و بلند مدت تاثیرات شگرفی در بخش های مختلف اعتلای استان می تواند داشته باشد.
با آغاز حرکت جدید رسانه ها در فضای سایبر امید است در آینده نزدیک شاهد تحولات عمیقی در حوزه محتوایی سایر رسانه های استان نیز فراهم آید و با بررسی دلایل رغبت پایین مخاطبان استانی به رسانه های مکتوب شاهد انتشار مطبوعه هایی با تیراژهایی در شان و جایگاه استان پهناور آذربایجان شرقی باشیم.

در روز های اخیر که ستادهای تبلیغاتی نامزدهای نهمین دوره مجلس شورای اسلامی آنچه در توان دارند در قالب بسته های مختلف تبلیغاتی در اختیار شهروندان قرار می دهند با وجود تفاوت های موجود در طراحی ها و نقش بندی های گرافیکی علاقه وافر داوطلبان انتخابات به تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز جلب توجه می کند.
البته این تاثیرپذیری از تیم قرمز پوش تراکتورسازی شکل های مختلفی دارد، یکی عکس یادگاری اش با امیر قلعه نوعی را افتخار خود تلقی می کند، دیگری حضور در جمع هواداران این تیم فوتبال را و آن دیگری معاینه سرپایی آقای سرمربی در مطب اش و از همه جالب تر برخی شال این تیم محبوب را برگردن آویخته و این شال را مدال افتخار خود می دانند.
ادامه مطلب

ادامه مطلب




برچسبها: مخابرات, اینترنت, ایران

به عبارت دیگر تبریز نقش تعیین کننده ای در اقتصاد کشور دارد. اما چه عواملی باعث شد تا جایگاه آذربایجان شرقی از رتبه دوم صنعت کشور به رتبه پنجم سقوط کند. تلاش داریم تا در سلسله گفتگوهایی که با مدیران واحدهای صنعتی استان انجام می دهیم، دلایل پایین آمدن این جایگاه و هم چنین وجود فرهنگ تنگ نظری در فضای اقتصادی استان را که مورد نکوهش مدیران ارشد استانی نیز است، مورد بحث و بررسی قرار دهیم.
یکی از کارکنان با سابقه ماشین سازی تبریز تشبیه جالبی از این کارخانه دارد، وی می گوید: ماشین سازی تبریز به مثابه پدری است که فرزندان متعددی را متولد کرده و پرورش داده است ولی دیگر خبری از آن فرزندان نیست و پدر به حال خود رها شده است.
بسیاری از واحدهای صنعتی موجود در استان از بطن ماشین سازی تبریز متولد شده اند.
در گفتگویی دو ساعته با مدیرعامل کارخانه ماشین سازی تبریز موضوعات مختلفی را مورد بحث قرار دادیم.
میر علی اكبر اصل خادمی بیست و دومین مدیر عامل کارخانه ماشین سازی تبریز در 33 سال گذشته است.
وی در این گفتگوی صمیمی از مشکلات و موانعی سخن به میان آورد که به گفته وی برای اعتلای صنعت چاره ای جز رفع آنها نداریم.
موضوعات مختلفی اعم از اوضاع صنعت در استان گرفته تا چالش های فکری مدیر عامل ماشین سازی تبریز، هدفمندی یارانه ها و... را در گفتگوی صریح ما با مدیرعامل ماشین سازی تبریز می خوانید:
آقای خادم، فعالان عرصه صنعتی بهترین افرادی هستند که می توانند از حال و اوضاع صنعت خبر دهند، در حال حاضر جناب عالی به عنوان مدیر عامل کارخانه ماشین سازی تبریز که از جمله واحدهای صاحب نام کشور است، فعالیت دارید، از وضعیت کنونی و چالش های فکری که دارید بفرمایید؟
اگر اجازه دهید بی مقدمه وارد بحث چالش های فکری شوم، اخیرا در ترکیه سیستم هایی به نام لجستیک طراحی کرده اند که آنها با شرکت های تولیدی قراردادهای پنج ساله یا حتی 10 ساله امضا می کنند که محصولات آنها را به فروش برسانند. شرکت های لجستیک با خریداری محصولات کارخانجات تولیدی به صورت تخصصی اقدام به فروش و صادرات آن محصولات به سراسر جهان می کنند. در یک کارخانه تولیدی فروش یک امر غیر تخصصی است، تامین برخی نیازها که باید از خارج وارد شوند غیر تخصصی است و اگر این کار به عهده افراد اقتصاددان و مجرب در این کار سپرده شود راندمان کار را افزایش خواهد داد.
برای افزایش بهره وری الان سیستم ماشین سازی باید کلا عوض شده و به خط مونتاژ تبدیل شود. یعنی ما از بیرون قطعات را آورده و با توجه به سابقه ماشین سازی آنها را در اینجا مونتاژ کنیم، ولی در حال حاضر ما یک حوزه کارگری را اداره می کنیم، نه یک حوزه تکنولوژیک و استراتژیک را. متاسفانه به نوعی خودمان را عقب نگه داشته ایم. اگر این اتفاق بیفتد، هم میزان تولید و اشتغال زایی افزایش خواهد یافت و هم کیفیت محصولات و هم می توان کارهای جدیدی انجام داد. با این وضع ما فرصت ها را از دست داده و می دهیم و به جای آن شعار می دهیم. شاید بپرسید غیر از شما چه کسی باید این کارها را انجام دهد و چرا انجام نمی دهد؟
باید بگویم، نه امکان ندارد! با توجه به این که ماشین سازی تبریز در لیست فروش قرار دارد نمی توانیم حتی یک دستگاه را فروخته و حتی دستگاه جدیدی را خریداری کنیم. باید به سازمان خصوصی سازی نامه بنویسیم و مجوز بخواهیم! و آنها هم هیچ مجوزی به ما نمی دهند. به همین خاطر مدیر نمی تواند آینده نگری کرده و برنامه ریزی کند، هر چقدر هم توانمند و با فکر باشد نمی تواند عملا کاری از پیش ببرد و ناچار سعی می کند وضعیت کنونی را حفظ کند. چون سیستم واگذاری اصل 44 این را می گوید! ما باید این تنگناها را حل کنیم. به طور مثال اخیرا قراردادهایی برای توسعه ماشین سازی در مالزی، ترکیه و ونزوئلا داشتیم که متاسفانه سازمان خصوصی سازی صراحتا اعلام کرد، ماشین سازی با توجه به این که در لیست فروش قرار دارد نمی تواند اين اقدامات را عملي سازد.
ما می خواستیم شرکت های دوم، سوم و چهارم خود را در این سه کشور راه اندازی کنیم که سازمان خصوصی سازی مجوز نداد.
از طرفي هم شعار افزایش صادرات می دهیم. حالا کار ما به گره بر می خورد؛ چکار باید بکنیم؟ از هر روزنه ای استفاده می کنیم تا مجموعه ماشین سازی را سرپا نگه داریم. سازمان خصوصی سازی باید بداند یک مجموعه باید سود ده باشد تا بتوان آن را واگذار کرد.
با توجه به تمام این محدودیت ها، حرکت ما باید به سوی توسعه باشد و ما این موضوع را با مدیریت سمج و مبتنی بر بحران پیش می بریم. به هر حال باید تعامل سازنده ای با سازمان خصوصی سازی داشته باشیم تا اعتماد متقابل ایجاد شود. اما در رابطه با سیاست کلی شرکت، هم نیم نگاهی به قوانین خصوصی سازی و هم نیم نگاهی به سود دهی شرکت داریم.
با وجود همه این مشکلات ما محصولاتمان را حتی به آلمان و ترکیه هم صادر می کنیم و به هر صورت سعی می کنیم صادرات را افزایش دهیم. سعی داریم با ایجاد خوشه های صنعتی که با توافق شهرداری تبریز در زمینی به وسعت 85 هزار متر مربع ایجاد می کنیم یک شهرک صنعتی احداث کنیم تا ضمن افزایش اشتغال زایی زمینه تولید قطعات مورد نیاز ماشین سازی را نیز فراهم کنیم.
با وجود همه موانع و مشکلات ما با سازمان خصوصی سازی تعامل سازنده ای داریم و با تلاش هایی که انجام داده ایم آمار تولید شرکت در سال گذشته رکورد بی سابقه ای بر جای گذاشت.
اما در زمینه صادرات به سبب تحریم ها مشکلاتی داریم که سعی می کنیم آنها را حل کنیم.
مراحل مختلف قانون هدفمندسازی یارانه ها به عنوان جراحی اقتصادی در کشور در حال اجراست، به نظرتان واحد های صنعتی و تولیدی از این جراحی چه تاثیری برده اند؟
آن روز که این قانون اجرایی می شد ما گفتیم که عید صنعتی در کشور فرا رسیده است. حذف سوبسید ها از صنایع مختلف، برای بخش خصوصی شرایط بهتری را فراهم کرد چرا که پیش از این فعالان بخش خصوصی اعتراض داشتند که سوبسید ها بیش تر به سوی صنایع دولتی می رود و در این زمینه با تبعیض رفتار می شود و قدرت رقابت بخش خصوصی از بین می رود كه در کل این حرکت خوبی بود.
حرکت خوب ديگري که در دولت صورت گرفت، طرح کاهش نرخ سود های بانکی بود. یادم می آید آقایان روشن فکر هجمه های زیادی به دولت بردند که این کار غلطی است و... بالاخره هم این طرح عملی نشد. به موازات هدفمند سازی یارانه ها امیدوار بودیم که به صنعت با سود 4 یا 5 درصد وام بدهند. موقعی که هدفمندی انجام نشده بود دستگاه های نیمه بهره ور و حتی غیر بهره ور نتیجه می گرفتند ولی بعد از اجرای این قانون دیگر این دستگاه ها جواب ندادند.
باید دقیقا بهره وری سیستم هایمان را ارتقا می دادیم. مثلا در ماشین سازی سال هاست که به دلیل بحث خصوصی سازی حتی یک ریال هم برای خط تولید آن هزینه در نظر گرفته نشده است؛ این را چکار کنیم؟
از سوی دولت باید وام های کلانی داده شود تا خطوط تولید را بازسازی و بهره ور کنیم و قیمت تمام شده محصولات ماشین سازی را پایین بیاوریم. این که یارانه ها حذف شده اند، خوب است. منتها این را چگونه تدبیر کنیم و چگونه بهتر اجرایش کنیم تا صنعت صدمه نبیند، تا حالا آن طور که باید اجرا نشده است.
اگر اشتباه نکنم در ابتدای اجرای این قانون دست کم سه هزار میلیارد تومان باید به بخش صنعت تزریق می شد و با بهره های بسیار پایین نیز تسهیلات به واحدهای صنعتی پرداخت می شد تا مجموعه های صنعتی باز سازی شوند، این کار هنوز انجام نشده است.
هدفمند سازی کار خطرناکی نیست، بلکه مکمل اقتصاد است منتها نباید از این طرف برای صنایع، بن بست ایجاد کرد، این ما را به مشکل می اندازد و این بن بست از طرف بانک هاست، نه از طرف دولت. متاسفانه بعد از انقلاب بانک ها تبدیل به تنظیم کننده اقتصاد کشور شده اند و به غول اقتصادی بدل شده اند و کسی در ایران نیست که به بانک ها بدهکار نباشد.
یادم می آید آقای احمدی نژاد، دو سه بار خواست حکومت بانک ها بر صنعت را پایان دهد ولی متاسفانه بانك ها آن قدر قدرت دارند که حتی بر موضع رئیس جمهوري چربش داشتند. متاسفانه هر چه دلشان می خواهد می کنند و جریان اخیر اختلاس بانکی نیز ناشی از همین مشکل بود.
عدم تامین نقدینگی و سرمایه در گردش صنایع چه مشکلاتی را در پی داشته است؟
اصلا کمر صنعت را شکسته است و صنعت را به مرور به سوی اضمحلال می کشاند. دولت با درک شرایط موجود خود وارد گود شده است تا نقدینگی واحدهای صنعتی را تامین کند ولی متاسفانه بانک ها در این مورد نیز مانع می شوند!

پس شما هم با اصلاح ساختار نظام بانکی موافق هستید؟
وضعیت فعلی بانک ها در کشور خطر بزرگی است، اگر ساختار بانک ها اصلاح نشود بحرانی که بانک ها در دنیای غرب ایجاد کرده اند کشورمان را نیز مبتلا خواهد كرد.
در همه زمینه ها بانک ها حکومت می کنند بخش خصوصی و دولتی عملا در بایکوت هستند.
با توجه به فرسودگی برخی دستگاه های خطوط تولید کارخانه ماشین سازی و لزوم ارتقای بهره وری خطوط تولید و کاهش قیمت تمام شده با وجود محدودیت هایی که گفتید تا به حال چه اقداماتی را در این زمینه انجام داده اید؟
در وضعیت کنونی ما متوقف نشده ایم و بنده هم مدیری نیستم که با این موانع و مشکلات دلسرد شده و دست از کار بکشم. با عشق سر این کار آمده ایم و این که مقام معظم رهبری امسال را سال جهاد اقتصادی نام گذاری کرده اند، ما آن کاری را که می توانستیم انجام دهیم، 10 برابر آن را انجام داده ایم. هم خط تولید را باز سازی كرده و هم محصولات جدید را طراحی و تولید نموده ایم. برای مثال امسال 7-8 محصول جدید دستگاه cnc داریم که این دستگاه ها در لیست تحریمی شورای امنیت است که ما آنها را با بهترین کیفیت تولید کرده ایم. چندي پيش نیز اولین محموله تولیدی ما به بازار های داخلی ارسال شد. مهم ترین محصولات جدید ما vmc 850، 1050، tc35، tc50، gnc1000،tc 20 high speed هستند که این ها بسیار استراتژیک هستند.
در آینده نزدیک در روزنامه ها آگهی فراخوان طراحی سه محصول جدید را خواهیم داد تا هر کس بتواند این قطعات را برای ما بسازد علاوه بر جایزه خودرو که به طراح مربوطه تعلق خواهد گرفت قرار داد میلیاردی با آنها برای تولید قطعات مذکور خواهیم بست. ما با این سیاست های تشویقی می خواهیم به معنای واقعی ماشین سازی را از لحاظ تولید پویا کنیم. در مرحله دوم دستگاه هایمان را بازسازی کرده ایم، بدون این که از بیرون کمکی بگیریم. در بعضی دستگاه هایمان تا 80 درصد صرفه جویی در مصرف برق ایجاد کرده ایم و این رقم کوچکی نیست. سه چهار دستگاه را با وجود تمام مشکلات مالی بازسازی اساسی کرده ایم و به صورت برنامه ریزی شده سعی داریم مصرف برق را در کارخانه و محصولاتمان کاهش دهیم.
پس می توان گفت که از لحاظ ارتقای بهره وری شما تلاش هایتان را انجام داده اید؟
بلی بسیار زیاد، بیش تر از همه این تلاش ها را کرده ایم. در برخی از موارد چاره ای جز تعویض نداریم به عنوان مثال یک کمپرسور داریم که حدود 680 کیلووات مصرف برق دارد. تنها 25 درصد مصرف برقمان را این کمپرسور مصرف می کند، سعی داریم این دستگاه را از خط خارج کنیم.
برای انجام این کارها از توان داخلی شرکت استفاده کرده اید؟
بله به دست متخصصان خود کارخانه ماشین سازی این کارها را انجام داده ایم و آمادگی داریم در سراسر ایران هر کس بخواهد با کمترین هزینه همین کارها را روی دستگاه های آنها هم انجام دهیم و تجربیاتمان را در اختیارشان قرار دهیم. مثلا سرعت دستگاه tc 20 را افزایش داده ایم که هزینه تولید را تا یک دهم کاهش داده است.
اگر موافقید وارد بحث وضعیت صنایع استان شویم، به نظر جنابعالی جایگاه فعلی صنعت استان در شان آذربایجان شرقی است؟
سوال دشواری پرسیدید! واقعیت این است آذربایجان از قدیم الایام مهد صنعت، فرهنگ و معماری بوده و هست. در تاریخ نوشته اند که بسیاری از مساجد ترکیه و استانبول توسط معماران تبریز و آذربایجان ساخته شده، مساجد اصفهان نیز توسط معماران آذری بنا نهاده شده اند. حتی سیستم فاضلاب شهر پاریس الگو گرفته شده از سیستم فاضلاب تبریز بوده است. ایران همیشه به وجود آذربایجانی ها افتخار مي كند، چراكه در امنیت، اقتصاد و بازار همیشه افتخار آفرین بوده ایم. اما آیا ببینیم که اکنون این جایگاه در شان آذربایجان است؟
تبریز در زمان های نه چندان دوری دومین شهر توسعه یافته و صنعتی ایران بود، الان در کجا قرار دارد؟ بنیان صنعتی شدن در ایران با احداث سه کارخانه عظیم مادر ماشین سازی، تراکتورسازی و ایران خودرو در قالب سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران بنیان گذاشته شد. ماشین سازی 10 شرکت بزرگ را متولد کرده است، مانند ریخته گری ماشین سازی، صنایع ریلی، پمپیران، نساجی، کمپرسور سازی، لیفتراک و موتوژن؛ همه این ها را ماشین سازی متولد کرده است و این که ما بعد از انقلاب از صنعت مادر چقدر سهم داشته ایم و جایگاهمان را چطور حفظ کرده ایم، واقعیت این است که اگر حرکتی که در سه چهار سال گذشته انجام شده در گذشته انجام می پذیرفت الان جایگاه ما خیلی فرق می کرد و آذربایجان مقامش این نبود. البته اگر بخواهیم این را به سرمایه گذاری دولتی ربط بدهیم زیاد هم کار درستی نیست. باید سرمایه گذاران آذربایجانی توجه بیش تری می کردند و به جای تبریز و آذربایجان در شهرهایی مانند اصفهان رفته و شهرک صنعتی را نمی ساختند.(شهرک صنعتی خویی نمونه بارز این موضوع در اصفهان است) آنها هم به خاطر برخورد نامناسب دستگاه های دولتی استان در دهه 70 آنجا رفته اند. بنده به هیچ وجه سیمای صنعت استان را شایسته آذربایجان شرقی نمی بینم، می توانست 20 تا 30 برابر وضعیت فعلی پیشرفت داشته باشد. بروید پیشرفت های اصفهان و خراسان را ببینید که در آنجا چه تحرک و صمیمیتی وجود دارد.
نباید نگاه سیاسی بر روند فعالیت واحدهای صنعتی سایه بیاندازد، صنعت فقط باید دردهای اجتماعی، اشتغال و اقتصاد کشور را درمان کند؛ صنعت اگر از تخصص و تعهد دور باشد سم مهلکی برای آن است و اینها زمانی اتفاق می افتد که دیدگاه های سیاسی سوار بر مدیریت صنایع شوند. مبادا اجازه دهیم این اتفاق بیافتد. صنعت آذربایجان مدیون کسانی است که ریسک پذیر بودند و با استراتژی های مدیریتی خود زمینه اشتغال را فراهم آورده اند.
کاری ندارم این افراد چه کسانی بوده و هستند. به نظر من باید از آن ها حمایت شود.
از بزرگترین معضلات و دغدغه های ما اشتغالزایی برای جوانان است. اگر در جامعه نتوانیم شکوفایی صنعتی و اقتصادی ایجاد کنیم و زمینه اشتغال جوانان فراهم نشود، ممکن است جوانان ما به انحطاط کشیده شوند.
اینکه می فرمایید یک سری اقدامات خوبی در دهه 80 در استان انجام شده که در صنعت استان تحول آفرین بوده، چه اقداماتی است؟
واقعیت این است که رشد های صورت گرفته در زمینه فولاد و خودروسازی به معنای حقیقی بسيار خوب بوده است.
من این ها را به فال نیک می گیرم که باعث رشد و توسعه بیش تر استان خواهد شد.
امیدوارم حرکت هایی كه در زمینه نانو تکنولوژی شروع شده بود ادامه یابد.
نمی دانم بعد چرا این حركت به هم خورد، تبریز به عنوان قطب نانو تکنولوژی انتخاب شده بود؛ گلایه دارم از کم کاری در این مورد. در زمینه صنایع مس کارهای خوبی انجام یافته که می تواند یکی از پایه های توسعه آذربایجان باشد خوشبختانه آقای علیزاده نماینده ورزقان تلاش های خوبی در این زمینه انجام داده اند. در زمینه احداث راه های ارتباطی نیز به ویژه اتوبان تبریز- زنجان تاثیر بسزایی در توسعه منطقه دارد. امیدوارم اتوبان تبریز- بازرگان هم زودتر به پایان برسد. در حوزه منطقه آزاد ارس اقدامات بزرگی انجام شده که بسیار حائز اهمیت است. امیدوارم خط راه آهن ما بین ایران- آذربایجان و ارمنستان با همکاری وزارت امور خارجه احیا شود که می تواند در اقتصاد منطقه بسیار تاثیر گذار باشند.
در زمینه سرمایه گذاری خارجی چطور؟
خیلی خوب، جذب سرمایه گذاری خارجی و توجهاتی که به خصوص این دولت به جذب سرمایه نشان داده فوق العاده است. این را به دور از همه مسائل عرض می کنم؛ همه استانداران هر کدام یک صفت خوبی داشتند و آقای بیگی در زمینه اقتصاد موفق ترین استاندار بوده است. سفر اخیر هیئت عالی رتبه به سرپرستی استاندارمحترم به چین، توجه ایشان و مدیریت ارشد استان را در رابطه با صنعت نشان می دهد. امیدواریم که عمر مدیریتشان زیاد باشد و این برنامه ها را به سرانجام برساند.
آماری که به دست آمده از سرمایه گذاری های انجام یافته بی نظیر است.
یعنی شما به ثبات مدیریتی اعتقاد دارید؟
بلی به خصوص در صنعت این اعتقاد را دارم، تا مدیری می خواهد تخصص یابد عوض می شود! این ها جفا به صنعت است و ضمنا کمی فرهنگ صنعتی را باید پیرایش کنیم، قوانین کار و کارگری را اصلاح کنیم، قوانین بانکی را سهل و در قوانین صادرات و واردات تجدید نظرکنیم.
اگر می خواهیم صنعت ایران نجات یابد باید این کارها را انجام دهیم. جالب است، ما محصول را با بهترین کیفیت تولید می کنیم و به دنیا صادر می کنیم و 30 درصد هم بالای قیمت در ترکیه فروخته می شود اما نمی توانیم همان محصول را در داخل کشور به فروش برسانیم! در حالی که همین محصولات چینی به ترکیه و اروپا هم می رود ولی آنجا کسی خریدار آنها نیست. اصلا اجازه واردات را به محصولات چینی نمی دهند.
آقای خادم، موضوع مهم دیگری که در عرصه اقتصادی استان بسیار جلب توجه می کند و از سوی مسئولان ارشد استانی از جمله نماینده ولی فقیه در استان و استاندار آذربایجان شرقی نیز مورد نکوهش قرار گرفته است، موضوع تنگ نظری نسبت به فعالیت های اقتصادی در استان است، دیدگاه شما در این خصوص چیست؟
اگر بخواهیم در استان الگوی توسعه معرفی کنیم کجا را می توان معرفی کرد؟ نظر شخصی من این است که بناب سرعت توسعه سریعی داشته است. از لحاظ علمی هم شبستر و بناب موفق بوده اند. در ورزقان از لحاظ فرهنگی و از لحاظ سرمایه گذاری دولتی ببینید چه اتفاقی افتاده است، قیمت زمین ها چقدر فرق کرده، چه تغییری در فرهنگ مردمان این منطقه صورت گرفته است؟ مگر ما دنبال چه هستیم؟ مگر به خاطر همین چیزها انقلاب نکردیم؟ چرا باید با تنگ نظری های پر حاشیه افرادی را که می خواهند حرکت هایی را انجام دهند زیر سوال برده و و دلسردشان کنیم؟ این فرهنگ غلط را چه کسی رواج داده؟ کدام آدم های تنگ نظری این مشکلات را ایجاد می کنند؟
متاسفانه از این نوع افراد در تمام واحدهای صنعتی وجود دارد که فعالیتشان بازدارنده است!
اینها رشد نمی خواهند، توسعه و تولید نمی خواهند و فقط دنبال منافع شخصی خود هستند. بنده وقتی در مشهد مدیر صنعتی بودم به تمام جلسات مهم استان دعوت می شدم، باور بفرمایید در جایی مثل مشهد یک مدیر صنعتی آذربایجانی آن قدر احترام داشت که باید می دیديد. چون در آنجا کسی نبود که بتواند دیدگاه های صنعت را ارائه دهد؛ آنجا یک منطقه توریستی است. چرا باید آذربایجان را به دست خودمان با این تنگ نظری ها نابود کنیم؟
آن آقایی که رئیس فلان تشکیلات غیر دولتی (NGO) است و بی محابا همه را زیر سوال می برد، چرا باید بگذاریم چنین افرادی در راس مهم ترین NGO صنعتی استان قرار گیرد؟ یک سری افراد هستند که به هیچ وجه قصد رها کردن تشکل های غیر دولتی NGO صنعتی استان را ندارند!
نباید بگذاریم این ها بیش از این به صنعت تبریز ضربه بزنند من با جسارت این را می گویم که باید جلوی این گونه افراد گرفته شود.
تنگ نظران از هر گروهی باشند باز هم تنگ نظر هستند. نباید صنعت در اختیار این ها باشد. آقای استاندار هم اخیرا به این مسئله تاکید کرده بود. به معنای واقعی باید دیدگاه خوب و سازنده ای به صنعت داشته باشیم، نباید بگذاریم سلطه این افراد در صنعت ادامه یابد. این ها را باید شناسایی کرده و سر جایشان بنشانیم.
بنده در دوران مدیریتم در مشهد این مشکلات را ندیدم. فرماندار آنجا به خاطر ایجاد یک واحد صنعتی از خوشحالی گریه می کرد.
آقای خادم، فرهنگ غالب مردم که این طور نیست. واقعا این مشکلات از کجا ناشی می شوند و راهکاری اصلاحی جناب عالی چیست؟
همین که آقای استاندار و آیت الله شبستری روی حل این معضل تاکید دارند كه اين امر به سایر ارگان ها هم تسری خواهد یافت و خوشبختانه از دهه 80 این روند شروع شده است.
ما در واقع وارث بعضی حرکت های مدیران گذشته هستیم. اما امروز این که استاندار در این تفکر است، کار را اصلاح خواهد کرد. نباید کسی بتواند بی خودی برای یک سرمایه گذار حاشیه درست کند، اگر این پشتیبانی ها باشد مطمئنا این فرهنگ بد اصلاح خواهد شد. منتها چرا درست نشده است؟ باید زمان سپری شود و این که دو نفر از برجسته ترین مسئولان استان در تفکر اصلاح این مقوله ضد فرهنگی هستند کار را درست خواهد کرد؟ آیا قبلا از کسی این حرف ها را شنیده بودید؟ من امروز خوشحالم که این سخنان به صراحت بيان و سعی در اصلاح آن می شود. گروهی هستند که در قالب NGOهای صنعتی در صحبت هایشان سخنان زهرناکی می گویند که باید آنها را از صحنه مدیریت صنعتی حذف کرد.
ببینید اگر شما می خواهید گره اصلی مشکلات را پیدا کنید، باید به دنبال همین تشکل های غیر دولتی صنعت استان بروید! همه مشکلات از اینجا سرچشمه می گیرد. بروید به تشکل های غیر دولتی شهرهای تهران، مشهد و اصفهان نگاه کنید، آنها چکار می کنند و بیایید ببینید چه کارهایی در تشکیلات اینجا انجام می دهند. همه مورد احترام هستند ولی باید افراد انرژیک در جلو باشد و پیشکسوتان هم بتوانند مشاوره بدهند و این لذت بخش است ولی این که مثلا من بیایم در همه حالت خودم همه کاره باشم این ها صنعت را نابود خواهد کرد.
آقای خادم به نظرتان با چه راهکارهایی چنین تشکل هایی اصلاح می شوند؟
ببینید زمانی اگر می خواستید از نیروی انتظامی گذرنامه بگیرید، 5 سال طول می کشید و گواهینامه 18 ماه. انصافا ببینید نیروی انتظامی چکار کرد؟ چرا همین کارها را در صنعت انجام ندهیم؟ چرا کسی که می خواهد کارخانه احداث کند و سرمایه گذاری کند، زمین رایگان نمی دهیم؟ چرا پروانه های بهره برداری را از این سیستم اداری بسته در نمی آوریم؟ چرا وام های بانکی را قفل کرده اند؟
باید مجموعه ای راه اندازی شود تا به سرمایه گذاری که قصد سرمایه گذاری دارد، مشاوره دهند تا سرمایه گذاری بعد از 15 روز همه مجوزهایش را اخذ كند.
آقای خادم، با توجه به ظرفیت هایی كه در کارخانه ماشین سازی وجود دارد و این که در دنیا شرکت های انگشت شماری در زمینه تولید ماشین افزار وجود دارند، ماشین سازی خیلی راحت می تواند با کیفیت عالی محصولاتش وارد بازارهای جهانی شود. علي رغم وجود تحریم های مختلف علیه کشورمان تا چه حد توانسته اید این ایده ها را عملی کنید؟
تحریم ها اثر چندانی در ما نداشته اند. ما الان سعی می کنیم در دنیا نقش آفرینی کنیم. با ماشین های یونیورسال دیگر کاری نمی شود کرد و همان طور که قبلا گفتم شرکت ماشین سازی از سال گذشته 8 محصول جدید را به خطوط تولید خود اضافه کرده است و سعی دارد خود را در بازار های جهانی رقابت پذیر کند. تا زمانی که نتوانیم بازار فروش را گسترش دهیم نخواهیم توانست پیشرفت کنیم.
منتها بعد از انقلاب من بیست و دومین مدیرعامل این شرکت بوده ام و تغییرات مدیريتی سریع در اینجا باعث می شود این تلاش ها ابتر بمانند.
بحث دیگری هم که وجود دارد بحث عرق سازمانی است. در دهه چهل و اوایل پنجاه ماشین سازی جایگاه بزرگی در صنعت تبریز و ایران داشت یعنی جایگاهش حتی جلوتر از بسیاری از برندهای مطرح موجود استان بود. ماشین سازی یک افتخار بود برای مردم تبریز، چطور شد که ماشین سازی به جایگاهی نزول كرد که دیگر خبری از آن دوران پر افتخار نیست؟
من این را اصلاح می کنم فرهنگ سازمانی. اوایل انقلاب اینجا تبدیل به یک مرکز سیاسی شده بود! بعد مدیران سیاسی را برای اداره اینجا آورده اند. بیاورید رزومه مدیران را مطالعه کنید. به مدارکشان نگاه کنید ببینید به چه نحو است؟ البته بوده اند مدیران صنعتی و اقتصادی که به دلیل کوتاه بودن عمر مدیریتیشان نتوانسته اند اقدامات قابل توجهی انجام دهند.
بنده خودم هم که یک سال است مدیر عامل این مجموعه صنعتی شده ام دارای مدرک مهندس مکانیک و فوق لیسانس بازرگانی هستم.
تغییرات مدیریتی و نگاه سیاسی حاکم بر این مجموعه صنعتی متاسفانه اثرات بسیار بدی بر آن گذاشته است.
در حال حاضر چالشی ترین موضوعی که در مجموعه ماشین سازی تبریز با آن دست به گریبان هستید چیست؟
در حوزه نیروی انسانی اقدامات خوبی انجام داده ایم اما در حوزه مالی شدیدا با مشکل مواجهیم، تسهیلات بانکی نمی دهند. در حوزه پرداخت ها هم با مشکل مواجه هستیم.
هزینه هایی مانند برق افزایش چشمگیری داشته است.
سایر چالش هایی که داریم قابل حل است. ولی این مسائلی که عرض کردم ما را به مشکل انداخته است. از آن طرف هم واردات بی رویه دستگاهای چینی کمر صنعت و خصوصا ماشین سازی را شکسته است.
آقای مهندس خادم، از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید سپاسگذاریم.
گفت و گو از: امیر کریم زاد شریفی - محمد سهرابی

تلاش براي رسيدن به اهداف چشم انداز ۲۰ساله و ايجاد ظرفيتهاي جديد درجهت توسعه صادرات غيرنفتي همواره از جمله راهبردهاي بلند مدت كشور در عرصه اقتصاد در طول سالهاي اخير بوده است. هرچند كه در طول برنامههاي اول،دوم و سوم توسعه اقتصادي كشور، وضعيت صادرات غيرنفتي ايران از رقم پيش بيني شده كمتر بود، اما در سال نخست چهارمين برنامه توسعه اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي كشور اين ميزان از رقم پيش بيني شده نيز فراتر رفت
بر اساس آمار ها رکورد جدید در میزان صادرات غیر نفتی در کشور ثبت شده است که با تداوم این روند رشد اين ميزان در سالجاري نزديك به ۱۶ميليارد دلار خواهد رسید.
نگاهي به روند صادرات كشور در سالهاي گذشته بيانگر ارتقاي سطح صادرات غيرنفتي در سالجاري است، براساس برخي آمارهاي رسمي ميزان صادرت غيرنفتي ايران در فاصله سالهاي ۷۴تا ۷۷حدود 3ميليارد دلار بود، اما از سال ۷۸ به بعد به تدريج روند صادرات غيرنفتي كشور رشد فزايندهاي به خود گرفت و در سال ۸۰ اين رقم به 3ميليارد و ۹۱۷ميليون دلارو درسال ۸۱ به 4ميليارد و ۴۲۲ميليون دلار رسيد.
بر اساس آمارها امسال وزن کالاهای صادراتی 43 میلیون و 778 هزار تن بوده که نسبت به مدت مشابه پارسال 10.4 درصد رشد داشته است.
همچنین صادرات غیرنفتی با میعانات گازی در هفت ماه سال جاری به 23 میلیارد و 960 میلیون دلار (16 میلیارد و 876 میلیون یورو) بالغ شد و رکوردی جدید به ثبت رسید.
، وزن کالاهای صادراتی 43 میلیون و 778 هزار تن بوده که نسبت به مدت مشابه پارسال 10.4 درصد رشد داشته است.
ارزش دلاری صادرات غیرنفتی کشورمان با میعانات گازی 35.5 درصد و به لحاظ یورو 23.6 درصد افزایش نشان میدهد.
در هفت ماه امسال ارزش صادرات غیرنفتی بدون میعانات گازی نیز به 18 میلیارد و 390 میلیون دلار ( 12 میلیارد و 961 میلیون یورو ) افزایش یافت در حالی که در مدت مشابه پارسال 14 میلیارد و 870 میلیون دلار( 11 میلیارد و 502 میلیون یورو ) بود.
بدون ترديد براي دستيابي به اهداف چشمانداز ۲۰ساله بايد برنامه ريزي دقيقي در خصوص تعيين اهداف و راهكارهاي دستيابي به آنها صورت گيرد، اين در حالي است كه براي تعيين هدف، علاوه بر برنامهريزي، وقت و زمان بايد صرف شود.
از سوي ديگر پيش از پايان چشم انداز ۲۰ساله بايد به برابري صادرات غير نفتي با صادرات نفتي دست يابيم و اين مهم بايد به عنوان يك هدف والا سر لوحه كار مسوولان قرار گيرد.
با توجه به اهداف چشمانداز، راهبردهاي توسعه تجارت،الزامات و متدلوژيهاي مناسب، راهكارهاي جديد توسعه صادرات غيرنفتي، با نگاهي نو به فرصتها و چالشهاي پيش رو، زيرساختهاي موردنياز توسعه صادرات، توجه به امكانات و محدوديتهاي موجود، ساماندهي و تسهيل بهبود و نوسازي فرآيندهاي اجرايي در امر توسعه صادرات غيرنفتي،بهينهسازي زنجيرهاي محصولات و خدمات براي افزايش صادرات، آزادسازي تجارت جهان(جهانيسازي) با نگاهي نو به توانمندي توليد صادراتگرا،از موضوعات مهمي است كه ما را در ارتقاي ميزان صادرات غيرنفتي كشور ياري ميكند .
ذكر اين نكته ضروري است كه مسائلي چون بهرهوري پايين و بالابودن هزينههاي مالي توليد،چالشهاي رقابتي، الزامات قانوني محدوديتهادر روند صادرات تاثير منفي بر جاي ميگذارد. در حالي كه مشوقها، مزيتهاي بالقوه و بالفعل در امر صادرات، الزامات فني و تكنولوژيكي كشور را در مسير رسيدن به اهداف صادراتي قرار ميدهد.
همچنين چگونگي ايجاد جريان اطلاعات به روز با نگاهي به تحولات جهاني در حوزه تصميمسازيها و تصميمگيريها، مهارتهاي فني و تخصصي مورد نياز صادرات، مديريت ريسك در امر صادرات غيرنفتي و شناسايي علمي احتمالات، صدور خدمات فني و مهندسي فرصتها و چالشهاي پيشرو، ما را در پيمودن مسير رشد پايدار در سايه توسعه صادرات غیر نفتي ياري ميرساند .
آذربایجان شرقی به عنوان یکی از استان های ممتاز در امر صادرات غیر نفتی سالانه میزبان برگزاری همایش توسعه صادرات غیر نفتی است که روز گذشته نیز هفدهمین همایش در تبریز کار خود را آغاز کرده است، این همایش که همواره زمینه ساز اتخاذ تصمیم های فراگیر و توسعه محور در حول صادرات غیر نفتی بوده است امسال با رویکرد جهاد اقتصادی و تاثیرات آن بر صادرات غیر نفتی برگزار می شود.
بر اساس آمار ها ارزش صادرات غير نفتي آذربایجان شرقی در شش ماهه نخست امسال با 16.4 درصدي افزايش نسبت به مدت مشابه پارسال به 897 ميليون و 908 هزار و 900 دلار رسيد.
همچنین در اين مدت يك ميليون و 23 هزار و 951 تن كالاي غير نفتي از آذربايجان شرقي به 100 كشور جهان صادر شده است.
بيشترين سهم صادرات غير نفتي استان مربوط به كالاهاي صنعتي با 342 ميليون و 800 هزار دلار است و محصولات مس سونگون به ارزش صادراتي 105 ميليون و 800 هزار دلار و محصولات شيميايي و پتروشيمي به ارزش 88 ميليون و 500 هزار دلار بيشترين صادرات استان را به خود اختصاص دادند.
بر اساس اعلام سازمان بازرگانی استان سهم تجارت چمداني از استان را 15 ميليون و 50 هزار دلار است که در اين مدت چهار ميليون و 110 هزار دلار كالا توسط شركت تعاوني مرزنشينان و يك ميليون و 474 هزار دلار از طريق بازارچه هاي مرزي صادر شده است.
اين وضعيت نشان از آن دارد كه صادرات در بستر توسعه در حال خيزش بوده و سياستهاي دولت نيز تاثير مثبت را در روند صادرات گذاشته است و انتظار ميرود در آینده نزدیک شاهد شتاب گیری صادرات غیر نفتی در استان باشیم.
با وجود این رشد ها نباید وضعیت کلی را مطلوب ارزیابی کنیم چرا که در سالهاي گذشته كشورهايي همچون چين، سنگاپور و مالزي درعرصه صادرات غيرنفتي بسيار موفق عمل كردهاند. برنامه صادراتي مالزي تا ۲۰۱۲ميلادي نمونهاي است كه در آن ۱۰تا ۱۵هزار دلار سرانه صادراتي را هدف گرفته است واين اشاره به آن است كه كشور ما نيز ميتواند تا پايان برنامه پنجم توسعه اقتصادي كشور (سال ۱۳۹۳) به سرانه صادرات ۵۰۰تا يك هزار دلار دست يابد.
به اعتقاد برخي كارشناسان بازرگاني در حالي كه بازار بزرگ آسياي ميانه و قفقاز به روي ايران باز شده است،اما متاسفانه هنوز نتوانستهايم از اين بازارها به نحو شايستهاي بهره گيريم .
صادرات غيرنفتي ايران به اين كشورها از ۶۸۰ميليون دلار در سال ۷۲به ۶۰۰ميليون دلار در سال ۸۳كاهش يافت . سهم ايران از اين بازار اكنون تنها ۲/۵درصد است، در حالي كه سهم اتحاديه اروپا از بازار قفقاز ۳۶درصد و سهم روسيه از بازارهاي آسياي ميانه ۳۲درصد، سهم تركيه هشت درصد و آمريكا شش درصد است .
کارکرد های روابط عمومی در هفته دولت
در چنین دنیایی کسانی موفق هستند که مهارت برقراری ارتباط را داشته باشند و روابط عمومی ها در سازمان ها نقش برقرار کننده ارتباط بین درون و برون سازمان را بر عهده دارند.
توجه به نقش روابط عمومی ها در ارتقای فعالیت های سازمانی زمینه ای را فراهم می آورد تا راندمان کاری فعالان این حوزه افزایش یابد و اعتلای سازمانی بیش از پیش خودنمایی کند.
فرا رسیدن هفته دولت فرصتی مغتنم برای روابط عمومی دستگاه های اجرایی است تا با اتکا بر مهارت های تخصصی زمینه نشان دادن عملکرد دستگاه های دولتی در جامعه را فراهم آورند و افکار عمومی را در جریان آنچه که در مجموعه های دولتی در طول یک سال اتفاق افتاده گذارند.
اگر روابط عمومی ها به اهمیت نقش سازمانی خود بیش از پیش واقف شوند و تلاش کنند تا بتوانند جایگاه شایسته ای در دستگاه ها برای خود پیدا کنند به حتم این جایگاه می تواند زمینه توسعه بیش از پیش برای آن سازمان را رقم زند به عبارتی دیگر خودباوری و تکیه بر اصولی چون صداقت بیان، زمینه ای را فراهم می آورد که روابط عمومی ها به عنوان کلیدی ترین بخش های هر دستگاه به نقش آفرینی پبردازند.
اگر وظایف و كاركردهاي روابط عمومی ها را در سه بخش اطلاع رسانی، اقناع و ترغیب و توسعه مشارکت تقسیم بندی کنیم، به نظر نگارنده مطلب آخرين وظيفه روابط عمومي که همانا توسعه مشاركت است، از اهمیتی بس فراتر از سایر وظایف و کارکردها برخوردار است چرا که ايجاد تبادل ، تعادل و تعامل و همراه شدن ديگران با دستگاه امری حیاتی برای بقای یک سازمان موفق به شمار می رود.
به دنبال اطلاع رساني حقيقي ، اقناع ، ترغيب و مشاركت به وجود مي آيد .افراد درون و برون سازمان با هم همراه مي شوند و چنين سازماني ،موفق ،پيشرو ،پويا و سرافزاز خواهد بود و مطابق با اهداف تعيين شده در مسير خدمت حركت خواهدكرد.
البته اساتید علم ارتباطات دو وظيفه فرعي نيز براي روابط عمومي بر شمرده اند كه عبارتند از : تشريفات و تبليغات كه اين دو ابزار كار روابط عمومي هستند نه وظيفه و هدف و ماهيت آن .
اگر سازمان نتواند مطالبات مردم را پاسخ گوید، نارضایتی از عملکرد آن دستگاه و در نهایت، نارضایتی از عملکرد دولت افزایش می یابد که این امر، اهمیت نقش روابط عمومی ها را بیش از پیش آشکار می کند.
فعالیت های فراوانی از سوی دولت و دستگاه های اجرایی در طول سال صورت می گیرد که اگر روابط عمومی ها در خصوص آنها اطلاع رسانی کنند فضایی را فراهم می کنند که تمام اقشار جامعه خود را سهیم در نتیجه این اقدامات می دانند یا به عبارتی دیگر خود را شریک نانوشته آن مجموعه متصور می شوند.
در این میان تعامل روابط عمومی با رسانه ها نیز اهمیتی فراوان دارد چرا که رسانه ها به عنوان چشم و گوش جامعه موجب می شوند تا روابط عمومی ها در جریان سیال اطلاع رسانی جامعه قرار گیرند و به واسطه این ارتباط سازنده است که رسانه های کشور نیز نگاهی واقع بینانه در خصوص عملکرد دستگاه های دولتی خواهند داشت.
به همین دلیل تعامل مناسب روابط عمومی ها با اصحاب رسانه بسیاری از مشکلات و موانع پیش روی اطلاع رسانی را از بین می برد .
اگر معتقدیم روابط عمومی چشم بیدار هر دستگاه است، باید این بخش به وظایف خود به درستی عمل کند تا بسیاری از مشکلات حل شود .
اگر معتقدیم مدیران دستگاه ها باید در شان و منزلت روابط عمومی ها جایگاه تعریف کنند باید اهمیت جایگاه روابط عمومی برای خود دست اندرکاران این بخش نیز روشن و شفاف باشد.
به موازات ارتقاي جايگاه روابط عمومي ها لازم است نيروهاي متخصص براي فعاليت در اين بخش جذب شوند و تخصص ها و مهارت هاي لازم را فراگيرند.
لازم است افراد مستعد و علاقمند به فعاليت هاي روابط عمومي براي فعاليت در اين بخش سازماني جذب شوند و توانايي هاي آنها بروز یابد.
به حتم هر انساني براي انجام فعاليتي استعداد دارد و برخي از افراد نيز علاقمند به کار در بخش روابط عمومي هستند.
امیر کریم زاد شریفی
عضوهیئت رئیسه شورای هماهنگی روابط عمومی های آذربایجان شرقی


حضور نمایندگانی از اتاق بازرگانی تبریز، منطقه آزاد ارس و روسای برخی دستگاه های اجرایی اقتصادی استان در این سفر احمد علیرضا بیگی را همراهی می کنند.
عضو هيئت رئیسه اتاق بازرگانی تبریز در این خصوص می گوید: حمل و نقل و ترانزيت كالا در مسير تبريز ترابوزان( تركيه) از سرعت بيشتري برخوردار است و بايد اين روند توسعه يابد.
رضا كامي می افزاید: الگوهاي جديد تجارت به حمل ونقل سريع و مطمئنتر كالا نسبت به گذشته نياز دارند و زمان عامل مهمي در اين راستا است و ما ميتوانيم با سرمايهگذاري و تمركز برنامه ريزيها اين نيازها را در مسير ترانزيتي تبريز ترابوزان بهدست آورده و تأمين سازيم.
كامي با اشاره به موقعيت ممتاز و برتر بندر ترابوزان تركيه در ناحيه درياي سياه اظهار داشت: خدمات بندري و حمل و نقل نقش اساسي در رقابت بين المللي واردات و صادرات ملي دارند و ترابوزان قابليت به كارگيري در راستاي واردات و صادرات محمولههاي ايراني را دارد.
كامي تصريح كرد: از چند سال قبل گسترش شبكه جادهاي و ريلي و بالا بردن توان حملونقل منطقه براي بهرهگيري از توانمنديها و امكانات ترانزيتي شمال غرب كشور توسعه مسير تبريز- ترابوزان و اتصال مجدد خط ريلي جلفا از طريق اصلاندوز به خط ريلي بين المللي مورد توجه قرار گرفت و متعاقب تلاشهاي به عمل آمده سرانجام در هجدهمين اجلاس مشترك اقتصادي ايران و تركيه استفاده از بندر ترابوزان براي محموله تجاري از اين مورد توافق قرار گرفت.
وي اضافه كرد: با واگذاري بندر ترابوزان به بخش خصوصي موجبات تسريع مذاكرات اتاق بازرگاني تبريز با مسئولان اين بندر فراهم شد و تفاهم نامهاي به امضا رسيد كه بر اساس آن تسهيلات ويژهاي براي تجار ايراني در ترابوزن در نظر گرفته شد كه معافيت انبارداري و تخفيف در هزينههاي بندري را شامل شد.
وی اضافه کرد: اين مسير زمان حمل را كوتاه و سرعت حمل را افزايش و به ايجاد اشتغال كمك ميكند و به فعال شدن امكانات عظيم گمركات منطقه از طريق گسترش و توسعه حمل نقل كمك ميكند.
كامي استقبال از اين مسير را شديد خواند و سپس اظهار داشت: براي فعال شدن منطقه جلفا و كاستن از ترافيك مرز بازرگان ميتوان مسير نخجوان را مورد توجه قرار داد و كاميون هاي ورودي و خروجي مي توانند از مرز جلفا از طريق نخجوان از منطقه سدرك به تركيه تردد كنند و اين امر هم اكنون نيز كما بيش صورت ميگيرد، ولي نياز به ساختارهاي اساسي دارد.
عضو هيئت نمايندگان اتاق بازرگاني تبريز اظهار داشت: همزمان بايد ارتباط مجدد خط ريلي جلفا به خط ريلي بين المللي از طريق آذربايجان پيگيري شود تا رونق اقتصادي در جلفا احيا شود.
*بازدید تجار ترابوزونی از تبریز
گزارش نصر حاکی است، خرداد ماه سال گذشته نیز هیئتی تجاری اقتصادی از ترابوزان ترکیه به منظور دیدار با همتایان خود در استان آذربایجان شرقی به ایران سفر کرده بود که سفر هیئت تجاری ایران به ترکیه را می توان پاسخی به این سفر ترک ها خواهد.
فیضی گومروکچو اوغلو شهردار ترابوزان درتبریز اظهار داشت: اين روابط نزديک و عميق در جريان فعاليت هاي هسته اي صلح آميز ايران و همچنين حمايت هر دو کشور از مردم بي دفاع فلسطين به عينه مشاهده شد تا جهان به تعميق روابط دو کشور قدرتمند منطقه پي ببرد.
وي با اشاره به روابط حسنه ايران و ترکيه در طول تاريخ و هزاران سال همسايگي دو کشور، اظهار داشت: هر دو ملت در اين سال هاي متمادي بدون کوچکترين تنش و مشکلي در کنار يکديگر بوده و همواره رفت و آمدهاي خوبي بين دو طرف برقرار بوده است.
گومروکچو اوغلو اضافه کرد: هر چند مبادلات تجاري دو طرف حائز اهميت است ، ولي اساس اين مبادلات در مشترکات معنوي و فرهنگي دو طرف نهفته شده است که بسيار ارزشمند است.
شهردار ترابوزان به ظرفيت ها و پتانسيل هاي تجاري اين منطقه در حاشيه درياي سياه اشاره کرد و گفت: تمامي استان هاي حاشيه اي اين دريا که از نظر اقتصادي هر کدام از جايگاه ويژه اي برخوردارند، علاقمند هستند تا با آذربايجان شرقي روابط و همکاري هاي خود را توسعه دهند.
گومروکچو اوغلو يادآورشد: ترابوزان از نظر دانشگاهي، حمل و نقل و توريسم داراي قابليت هاي بسياري است که ما علاقه داريم با استان هاي مختلف ايران به خصوص تبريز و آذربايجان شرقي در اين زمينه هاي روابط نزديکي داشته باشيم. در حال حاضر گردشگران ايراني بسياري به استان هاي حاشيه اي درياي سياه و ترابوزان سفر مي کنند که اين براي ما افتخار بس بزرگ است که از مردم ايران پذيرايي مي کنيم.
*ضرورت تقویت همکاری ها
رحیم صادقیان، رئیس اتاق بازرگانی، صنایع و معادن تبریز نیز در این خصوص با اشاره به روابط تجاري ميان آذربايجان شرقي و ترابوزان تركيه اظهار داشت: اتاقهاي مشترك در آذربايجان شرقي و ترابوزان از يك سال پيش آغاز به كار كرده است.
صادقيان ادامه داد: در طول يك سال گذشته 14 جلسه مشترك در ايران و تركيه با حضور تجار دو استان تشكيل شده است. مدت یک سال است که شوراي مشترک بازرگانی ایران و تركيه با حضور 31 استان كشور تشکیل یافته و مسئولیت شورای مشترک بازرگانی کشور با استان آذربایجان شرقی می باشد. براي بررسي راه هاي توسعه همكاري هاي في مابين جلسه ای در اتاق بازرگانی برای بررسی راه های توسعه همکاری های دوجانبه با حضور هیئت ترکیه ای و صاحبان صنایع، کار آفرینان و مسئولان استانی برگزار خواهیم کرد.
وی اظهار داشت: مسئولان استان در زمينه توسعه روابط تجاري ميان دو استان همكاري مطلوبي تاكنون داشتند و مسئولان
بخشهاي مختلف استان در عاليترين سطوح، توجه و همكاري موثري داشتهاند.
سفر هیئت اقتصادی از استان آذربایجان شرقی به ترابوزان ترکیه را می توان در راستای تعمیق ارتباطات اقتصادی بین دو کشور و افزایش تبادلات اقتصادی حائز اهمیت خواند.
توسعه حمل و نقل و توجه به ظرفیت های دو طرف همچنین زمینه ساز تحول در صنعت حمل و نقل دو طرف می شود که امیدواریم این همکاری ها با محوریت بخش خصوصی در آینده نزدیک نتیجه هایی در خور توجه را موجب شود.
» سهم برجسته تراکتور در تبلیغات انتخاباتی نامزدها
» نوسانات بازار سکه و ارز در گفت و گویم با هوشنگ فاخر :
» گفت و گو با احمدی منش، مدیر کل سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی آذرایجان شرقی:
» گفت و گوی اختصاصی ام با مدیر عامل شرکت مخابرات ایران:
» تنگ نظری در اقتصاد استان در گفت و گو با مدیر عامل ماشین سازی تبریز:
» به بهانه برگزاری هفدهمین همایش صادرات غیر نفتی در تبریز
» یادداشت
» سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تبریز نیمه تعطیل است
» به بهانه برگزاری اجلاس راه ابریشم در ترابوزان ترکیه
| قالب جدید وبلاگ پارس اسكين |











